سيستم چيست؟

سيستم واژه اي انگليسي است و بنا به متداول ترين تعريف، مجموعه اي است از اجزاي تشكيل دهنده ي آن و روابط و آثار متقابل اين اجزا كه هدف معيني را دنبال مي كند. اين تعريف در مورد يك سلول ارگانيسم هاي بزرگي مانند سيستم اقتصادي يك كشور يا اكولوژي يك منطقه نيز به كار مي آيد.  

 

  ويژگيهاي يك سيستم :

هر سيستم داراي ورودي و خروجي است. به مواد يا اطلاعاتي كه وارد سيستم مي شوند ورودي input و به مواد يا اطلاعاتي كه درون آن تغيير شكل مي دهند. به صورت هاي مختلف از آن خارج مي شوند، خروجي (out put) مي گويند، به شكل 1 نگاه كنيد.

در سيستم خاك، آب ، هوا و انرژي خورسيد وروديهاي سيستم هستند كه طي فرايندي شرايط رشد گياه را فراهم مي سازند. محصول كشاورزي، تبخير و تعرق نيز خروجي اين سيستم اند.  

 

  انواع سيستم :

سيستم ها را به روش گوناگون مي توان تقسيم بندي كرد . يكي از ساده ترين اين تقسيم بنديها، تقسيم بندي بر اساس ساده يا پيچيده بودن ساختار سيستم است. مي دانيد كه كره ي زمين از هوا كره، آب، سنگ كره و زيست كره تشكيل شده است. هر كدام از آنها، روابط پيچيده اي با يكديگر دارند و در عين حال ، خود از سيستم هاي ديگري بوجود آمده اند كه اجزاي آنها نيز با هم در ارتباطند.
در مثال قبلي، سيستم خاك كه از اجزايي مانند آب، هوا، سنگ مادر، نور خورشيد، گياه و موجودات ريز و .. تشكيل شده است. سيستم ساده اي در سنگ كره محسوب مي شود.

نوع ديگري از تقسيم بنديهاي سيستم ها بر اساس چگونگي مبادله ماه – انرژي يا اطلاعات، كالا و ... است كه سيستم ها را به باز و بسته تقسيم مي كند. سيستم شهر در شكل 4 يك سيستم باز محسوب مي شود كه مواد غذايي، آب ، سوخت، مواد اوليه، مردم و اطلاعات به آن وارد شده و افكار و ايده ها، دانش و فناوري، درآمد، آلودگي هوا، زباله ، كالاهاي ساخته شده از آن خارج مي شوند. در سيستم باز، مواد جديد دوباره به سيستم برمي گردند.

 

 

  سيستم بسته (چرخه) :

سيستمي است كه ماده يا انرژي جديدي به آن وارد نمي شود بلكه ماده يا انرژي موجود در آن به صورت پايان ناپذير تكرار مي شود. به اين نوع سيستم ، چرخه يا چرخه مواد گفته مي شود. مانند چرخه ي كربن، چرخه ي آب (شكل هاي 5 و6) در سيستم هاي بسته بر خلاف سيستم هاي باز – تأثير متقابل سيستم و محيط ديده نمي شود.

 

 

  پسخوراند چيست؟

در تفكر سيستمي پسخوراند يا بازخورد اصطلاحي است كه با توجه به آن مي توان از وضعيت تعادل در سيستم مطلع شد. به عبارت ديگر اگر يك سيستم به پسخوراند مثبت دچار شود، در حال از دست دادن تعادل خود است و بزودي از بين خواهد رفت و چنانچه داراي پسخوراند منفي باشد، به سمت تعادل در حركت است و بقاي آن تضمين مي شود.  

 

  روش تفكر سيستمي :

در روش تفكر سيستمي يا روش بررسي همه جانبه، همه اجزاي تشكيل دهنده ي سيستم مورد بررسي قرار مي گيرند و روابط و آثار متقابل آنها روشن مي شود.
جغرافي دانان سيستمي فكر مي كنند و جهان را به صورت يك كل و مجموعه مي نگرند. آنان علاوه بر بررسي عناصر و عوامل به صورت مجزا، ارتباطات و مناسبات آنها را با يكديگر نيز مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند.  

 

  فوايد نگرش سيستمي :

نگرش سيستمي سبب مي شود افراد، محيط زندگي خود سايرين را بهتر و دقيقتر بشناسند. تك بعدي فكر نكنند و آمادگي بيشتر براي پذيرش تغيير و تحول يا تغيير ديگران در جهت مطلوب داشته باشند. كسانيكه جهان را سيستمي مي بينند و سيستمي فكر مي كنند، با انديشه ي توحيدي نزديكي زيادي دارند. اين انديشه همه چيز را از خدا و برگشت همه را همه به سوي او ميداند. اين گونه افراد مي دانند و به ديگران هم مي آموزند كه انسان بخشي از سيستم طبيعي و محيط زيستي و جلوه اي از مواهب الهي است. در نتيجه ، رابطه ي او با طبيعت رابطه ي حاكم و محكوم نيست كه بر اساس آن به راحتي محيط را ويران كند، گياهان و جانوران را از بين ببرد و جوامع و افراد ضعيف را نابود كند.
اين انديشه، انسان را موجودي با ارزش والا مي داند كه بايد رابطه اي مسالمت آميز و دوستانه با سايرين داشته باشد.  

 

  محيط جغرافيايي :

زمين تنها سياره ي شناخته شده اي است كه در آن حيات وجود دارد و زيستگاه انسان و ساير موجودات زنده است. از ديدگاه علم جغرافيا، اين سياره از آغاز تاكنون، چهار مرحله را طي كرده است. در نخستين مرحله ، زمين تنها شامل سنگ كره (ليتوسفر)، هوا كره (اتمسفر) و آب كره ( هيدورسفر) بود. در دومين مرحله ، حيات گياهي و جانوري بر سطح خاك پديد آمد و در تعامل با سه كره ي ياد شده‌، كره ي چهارمي به نام زيست كره ( بيوسفر) را بوجود آورد.
در سومين مرحله، انسان در صحنه ي زمين ظاهر شد و انسان هاي اوليه بوجود آمدند. انسان هاي اوليه، فاقد ابزار لازم براي تغيير و تحول شگرفت در چهره ي زمين بودند و همچون ديگر موجودات زنده از «محيط طبيعي» تبعيت مي كردند.

در چهارمين مرحله ، انسان با ورود به عصر تمدن، با گرايش به زندگي اجتماعي و توسعه ي فرهنگي و تمدني خود موفق شد محيط هاي كوچك و بزرگ اجتماعي را ايجاد كند. محيط هايي كه در واقع حاصل تركيب عوامل جمعيتي، نوع جهان بيني انسان ها و سطح دانش و فناوري آنان در محيط طبيعي بوده است.
محيط اجتماعي به تدريج با عناصري همچون دانش، فناوري، فرهنگ ، اقتصاد و ارتباطات بر محيط طبيعي تأثير گذاشت و متقابلاً بعد از آن تأثير پذيرفت. اين رابطه ي متقابل به دگرگوني و نيز تكامل محيط اجتماعي منجر شد و در نهايت محيط جغرافيايي را بوجود آورد.

شكل 9 چگونگي تعامل محيط طبيعي و محيط اجتماعي را كه بوجود آورنده ي محيط جغرافيايي است، نشان مي دهد.

بدون شك همچنان كه عناصر محيط هاي طبيعي با هم متفاوتند، عناصر محيط اجتماعي مانند دانش و فرهنگ هم در مكانهاي گوناگون با همه تفاوت دارند. تفاوت عناصر محيط طبيعي و محيط اجتماعي چشم اندازها ي جغرافيايي متفاوتي را بر سطح زمين ظاهر مي كند.

 

 

  روش هاي مطالعه در محيط هاي جغرافيايي :

چنان كه در سالهاي قبل آموختيد، روش مطالعه ي علم جغرافيا مبتني بر «كل نگري» است. از اين رو در حالي كه جغرافي دانا ، كل يك سيستم ، يعني محيط را به صورت واحد مطالعه مي كنند، پژوهشگران ساير رشته هاي علوم، اجزاء سيستم هاي مورد نظر خود را به صورت مجزا و بدون در نظر گرفتن تأثير آنها بر يكديگر مورد بررسي قرار دهند.

 

 

  شاخه هاي گوناگون دانش جغرافيا :

گفتيم كه محيط هاي جغرافيايي از رابطه ي انسان با جامعه ي انساني با محيط طبيعي پديد مي آيد. از اين رو دانش جغرافيا، با بسياري از علوم طبيعي و انساني وجوه و زمينه هاي مشترك دارد. از سوي ديگر، در تحليل سيستم هاي جغرافيايي، استفاده از رشته هايي مانند نقشه كشي (كارتوگرافي) سنجش از دور آمار ضروري است. بر اين اساس، جغرافيا را به سه شاخه اصلي جغرافياي طبيعي، جغرافياي انساني و فنون جغرافيايي تقسيم كرده اند. در شلك 13، شما سه شاخه ي اصلي جغرافيا و شاخه هاي فرعي آنها را مي بيند.

براي درك بهتر كه دانش جغرافيا چگونه از علوم مختلف و نتايج آن كمك مي گيرد. به سه نمونه از شاخه هاي اصلي جغرافيا – يعني جغرافياي طبيعي، جغرافياي انساني و فنون جغرافيايي توجه مي كنيم.  

 

  نمونه اول :

علم هواشناسي اصول و قوانين حاكم بر جو را به صورت مجزا و انفرادي مطالعه مي كند اما آب و هوا شناسي (اقليم شناسي) اثر اين اصول و قوانين را بر مكان و زندگي انسان مورد مطالعه قرار مي دهد. دما با افزايش ارتفاع كاهش مي يابد، يك قانون يا اصل هواشناسي است . در كاهش دما در زندگي مردم شهرهاي كوهستاني مؤثر است. يك موضوع آب و هواشناسي در قلمرو جغرافيا است.

 

 

  نمونه دوم :

چگونگي رابطه ي جغرافياي انساني را با ساير حوزه هاي انساني آشكار مي سازد. براي درك بهتر تفاوت ميان قلمرو و علوم سياسي و جغرافياي سياسي به مفهوم «جنگ سرد» اشاره مي كنيم. جنگ سرد اصطلاحي است در حوزه ي علوم سياسي كه در نيمه ي دوم قرن بيستم و همزمان با بروز اختلافات سياسي، اقتصادي و ايدئولوژيك بين دو بلوك غرب (آمريكا) و شرق (اتحاد جماهير شوروي) در نظام دو قطبي جهان شكل گرفت. زمينه هاي پيدايش جنگ سرد، مفاهيم، روابط ديپلماتيك دو قطب آمريكا و شوروي و ... در حوزه ي مطالعات علوم سياسي قرار دارد. در اين حوزه ها شما اثري از مكان نمي بينيد. همانگونه كه مشاهده مي كنيد، تأثير سياست بر مكان هاي جغرافيايي به بروز مسائلي چون دولت هاي جديد، تغييرات مرزي واحدهاي خودمختار، استقلال خواهي و جدايي طلبي و تنش هاي نژادي مي انجامد. اين موضوعات و نظاير آنها در حوزه ي مطالعات جغرافياي سياسي قرار دارند، زيرا حاصل تعامل سياست و حكومت بر زمين و مكان اثر مي گذارد. براي درك بهتر نقش علوم فني و كمي در جغرافيا مي توان به نمونه ي سوم يعني كاربرد آمار و رايانه در مطالعات جغرافيايي اشاره كرد.
ضرورتي ندارد كه يك جغرافي دان بر دانش برنامه ريزيهاي رايانه اي ، سخت افزارها يا علم آمار تسلط كامل داشته باشد بلكه مي تواند در حدي از روش ها، روابط و استنباط هاي آماري استفاده كند يا به كمك رايانه نتايج پردازش و تحليل را نمايش دهد.  

 

  اهداف جغرافيا :

الف) كسب مهارت بهره برداري بهتر از محيط جغرافيايي :
ب) آموزش بين المللي
پ ) شناخت جغرافياي جهان به عنوان خانه هاي بزرگ
ت ) شناخت جغرافياي ايران ما  

 

  شيوه هاي شناخت جغرافيايي :

بيشتر اشاره كرديم كه جغرافيا ديد تركيبي و كلي دارد، همه ي پديده هاي جغرافيايي در ارتباط با هم به صورت يك مجموعه نظام مند ( سيستماتيك) ديده مي شوند. شيوه هاي شناخت جغرافيايي :
1. شناخت تكويني
2. شناخت ساختاري
3. شناخت كاركردي
4. شناخت آينده نگر

1 – شناخت تكويني :
در بررسي همه پديده هاي جغرافيايي بايد به گذشته آنها توجه كرد، مثلاً در بررسي مراحل رشد و توسعه ي شهر تهران بايد به نحوه شكل گيري و پيدايش اين شهر و چگونگي توسعه ي آن در مراحل مختلف تاريخي توجه كنيم تا بتوانيم ريشه مشكلات كنوني را بشناسيم.

2 – شناخت ساختاري :
در اين تحليل رابطه ي يك پديده ي جغرافيايي با ساير پديده ها مورد بررسي قرار مي گيرد.

3 – شناخت كاركردي :
جغرافي دانان براي شناخت نقش سيستم هاي فضايي شهر مورد نظر، كاركرد تك تك پديده هاي پيراموني را بررسي و مطالعه مي كنند.

4 – شناخت آينده نگر :
جغرافي دانان در اين تحليل به بررسي وضعيت گذشته پديده ها (تحليل تكويني)، ارتباط يك پديده با ساير پديده ها (تحليل ساختاري) و شناخت نوع كاركرد هر يك از پديده هاي پيراموني (تحليل كاركردي) توجه كرده و بر اساس اين تحليل ها آينده ي يك سيستم قضايي را پيش بيني مي كنند، اينگونه مطالعات جغرافيايي براي برنامه ريزي فضايي (آمايش سرزمين) در مقياس هاي محلي، ناحيه اي و كشوري بكارگرفته مي شود.

فعاليت 1 – به نظر شما يك جغرافي دان چه موضوعاتي را در ارتباط با اقتصاد شهريا روستا مطالعه مي كند؟
يك جغرافي دان در رابطه با اقتصاد يك روستا مي تواند به موضوعاتي چون نقش پوشش گياهي آن روستا در ارتباط با ساير اجزاي سيستم مانند منابع آب ، هوا و .... بپردازد. همچنين در مطالعه ي منابع آب روستا، درباره ي نقش آب در استقرار زمين هاي كشاورزي، اقتصاد روستا و چگونگي آلودگي آب مطالعه كند.
يك جغرافي دان مطالبي مربوط به كل اقتصاد شهر را مطالعه مي كند و تمام مواردي كه مي تواند به عنوان يك سيستم در اقتصاد شهر تأثيرگذار باشد، را از نظر مي گذراند . تغييرات مثبت و منفي در سيستم ها و تأثيرات آنها مورد توجه يك جغرافي دان قرار مي گيرد،او را در رسيدن به يك نتيجه اساسي مطلوب از نظر اقتصاد يك شهر ياري مي رساند.

فعاليت 2
1 - چه عواملي سبب پيدايش محيط اجتماعي و جغرافيايي شده است؟
از آنجايي كه زمين از آنها پيدايش تاكنون چهار مرحله را پشت سر گذاشته است : شامل سنگ كره، هوا كره، آب كره، و زيست كره . اما در مرحله سوم با ظهور انسان در صحنه ي زمين، زندگي به گونه ي قابل توجهي تغيير يافت. انسان هاي اوليه فاقد ابزار لازم براي تغيير و تحول شگرف در چهره ي زمين بودند و همچون موجودات ديگر از محيط طبيعي «تبعيت» مي كردند. در چهارمين مرحله، انسان با ورود به عصر تمدن، با گرايش به زندگي اجتماعي و توسعه ي فرهنگ و تمدن خود، موفق شد محيط هاي كوچك و بزرگ اجتماعي را ايجاد كند.
محيط هايي كه حاصل تركيب عواملی چون نوع جهان بيني انسانها و سطح دانش و فناوري آنان در محيط طبيعي بوده است. محيط اجتماعي به تدريج با عناصري مانند دانش ، فناوري، فرهنگ ، اقتصاد، ارتباطات بر محيط طبيعي تأثير گذاشت و از آن تأثير پذيرفت و با دگرگوني محيط اجتماعي محيط جغرافيايي پديد آمد.

2 – اهداف اساسي در آموزش جغرافيا و پژوهش هاي آن چيست؟
الف – كسب مهارت بهره برداري بهتر از محيط جغرافيايي
ب – آموزش مفاهيم بين المللي
پ – شناخت جغرافياي جهان به عنوان خانه ي بزرگ
ت – شناخت جغرافياي ايران

3 – مفاهيم زير را تعريف كنيد:
الف – شناخت تكويني :
در بررسي همه ي پديده هاي جغرافيايي بايد به گذشته آنها توجه كرد.
ب – شناخت ساختاري :
در اين تحليل، رابطه ي پديده ي جغرافيايي با ساير پديده ها مورد بررسي قرار مي گيرد.
پ – شناخت كاركردي :
در اين روش جغرافي دانان براي شناخت نقش سيستم هاي فضايي شهر مورد نظر، كاركرد تك تك پديده هاي پيراموني را بررسي و مطالعه مي كند.
ج – شناخت آينده نگر :
جغرافي دانان به بررسي وضعيت گذشته ي پديده ها (تحليل تكويني) ، ارتباط يك پديده با ساير پديده ها، (تحليل ساختاري) و شناخت نوع كاركرد هر يك از پديده هاي پيراموني (تحليل كاركردي) توجه كرده و بر اساس اين تحليل آينده ي يك سيستم فضايي را پيش بيني مي كنند.

سؤالات مفهومي :
1 –علم جغرافيا چيست و عوامل مهم تشكيل دهنده ي آن كدامند ؟
جغرافيا علمي كه به بررسي رابطه انسان و محيط جغرافيايي وي مي پردازد و دو عامل مهم انسان و محيط در مطالعات جغرافيايي نقش اساسي دارند.

2 – سيستم چيست ؟ ويژه گيهاي آن را بنويسيد.
سيستم مجموعه اي است از اجزاي تشكيل دهنده ي آن و روابط و اثار متقابل اين اجزا كه هدف معيني را دنبال مي كند. هر سيستم داراي ورودي و خروجي است. به مواد يا اطلاعاتي كه وارد سيستم مي شوند ، ورودي (input) و به مواد يا اطلاعاتي كه در درون آن تغيير شكل مي دهند و به صورت هاي مختلف از آن خارج مي شوند خروجي (out put) مي گويند.

3 – سيستم بسته (چرخه ) را تعريف كنيد.
سيستمي است كه ماده يا انرژي جديدي به آن وارد نمي شود بلكه ماده يا انرژي موجود در آن به صورت پايان ناپذير تكرار مي شود . به اين نوع سيستم چرخه يا چرخه ي مواد مي گويند.

4 – فوايد نگرش سيستمي را بنويسيد.
نگرش سيستمي سبب مي شود افراد محيط زندگي خود و سايرين را بهتر و دقيق تر بشناسند. تك بعدي فكر نكنند و آمادگي بيشتري براي پذيرش تغيير و تحول يا تغيير ديگران در جهت مطلوب داشته باشند.

5 – مطالعه ي علم جغرافيا چه تفاوتي با ساير علوم دارد؟
مطالعه ي علم جغرافيا مبتني بر كل نگري است. يعني جغرافي دانان كل يك سيستم يعني محيط را به صورت واحد مطالعه مي كنند در حالي كه پژوهشگران ساير رشته ها، اجزاء سيستم هاي مورد نظر خود را به به صورت مجزا بدون در نظر گرفتن تأثير آنها بر يكديگر مورد بررسي قرار مي دهند.

6 – علم جغرافيا به چند شاخه تقسيم مي شود؟
جغرافياي طبيعي، جغرافياي انساني و فنون جغرافايي

7 – شناخت جغرافياي ايران ما را به شناسايي كدام عوامل راهنمايي مي كند؟
باعث مي شود تا ما هويت و مليت خود را شناسايي كنيم.