در ازگودال ها
درازگودال ماریانا ژرفترین درازگودال اقیانوسهای جهان است. این درازگودال همچنین ژرفترین مکان پوسته کره زمین است.
محل آن کف بخش شمال غربی اقیانوس آرام، در شرق و جنوب جزایر ماریانا است. بیشینه ژرفای آن از سطح دریا ۱۰٬۹۱۱ متر است. این درازگودال برای نخستین بار در سال ۱۹۵۱ توسط شناور چَلِنجـِر از نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بررسی شد و به این خاطر ژرفترین نقطه آن گودال چلنجر نام دارد.
در داستانهای علمی-تخیلی گوناگون به صحنههایی مربوط به درازگودال ماریانا برمیخوریم.
درازگودال پورتوریکو یک درازگودال اقیانوسی است که در مرز میان دریای کارائیب و اقیانوس اطلس واقع شدهاست.
این درازگودال منطقه انتقالی پیچیدهای است میان یک پهنه فرورانش در جنوب یعنی در راستای قوس آتشفشانی آنتیل کهتر از یک سو و گسل تراریخت بزرگی که میان کوبا و هیسپانیولا کشیده شده از سوی دیگر.
بررسیهای علمی نشان میدهد که یک زمینلرزه در راستای این پهنه گسلشی میتواند باعث ایجاد یک سونامی بزرگ شود.
جزیره پورتوریکو در جنوب این گسل و درازگودال قرار دارد. طول درازگودال ۶۰۰ کیلومتر و ژرفترین نقطهٔ آن ۸۶۰۵ متر است. ژرفترین نقطهٔ آن مغاک میلواکی نام دارد که ژرفترین نفطه اقیانوس اطلس است.
درازگودال کوریل-کامچاتکا نام درازگودالی است در اقیانوس آرام و در راستای جزایر کوریل و شبهجزیره کامچاتکا که عمیقترین نقطه آن ۱۰٬۵۴۲ متر ژرفا دارد.
پدید آمدن این درازگودال نتیجه فرورانش پوسته اقیانوسی آرام به زیر پوسته اختسک است که فعالیتهای آتشفشانی زیادی را هم در بر داشته
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
اختر شناسی در تمدن اسلامی
توجه به جهان بيرون از زمين و شناسايى سيارات و ستارگان و حركات آنها و اثرى كه تصور مى شد بر امور روزانه مردم دارند در فرهنگ و تمدن هاى پيش از اسلام مقام ويژه اى داشت. در قرن دوم هجرى كه مسلمانان از نظر سياسى و نظامى بر سرزمين هاى تحت تسلط خويش حاكميت يافتند دوره سازندگى جاى پيشروى نظامى را گرفت. از اين زمان بود كه مسلمانان با بهره گيرى از امنيت و ثروت موجود به ساختن پرداختند و انواع اطلاعات، هنرها، دانش ها و مهارت هاى مردم، شهرهاى حكومت پهناور اسلامى را به كار گرفتند و با ساختن شهر بغداد و استقرار مركز حكومت اسلام در آن به دعوت دانشمندان و هنرمندان و منجمان پرداختند و بيت الحكمه بغداد را تاسيس كردند.
نحوه مديريت بر يك جامعه دانشمند و جلب و جذب و تشويق به همكارى و تساهل نسبت به اعتقادات شخصى آنها سبب شد كه دانشمندان يهودى، مسيحى، هندو، زرتشتى و مسلمان در اين مجمع علمى گرد آيند و هر يك به انتقال مواريث فكرى و دانش و مهارت هاى قومى خود به يكديگر بپردازند.بينش اصيل اسلامى كه احترام به علم و عالم و علم آموزى يكى از پايه هاى آن است مايه آن شد كه فرهنگ جديد و پويايى سازمان يابد، فرهنگى كه از فرهنگ غنى ايرانى، هندى، سريانى و يونانى بر پايه قرآن و سنت مايه گرفته اما پيشروتر و سازنده تر از آنها بود.مسلمانان با ترجمه كتاب هاى زيج شهريارى، مجسطى، سند هند به عربى علم نجوم را وارد دنياى اسلام كردند و به تكميل آن پرداختند.زيج شهريارى كتابى است در نجوم كه در زمان ساسانيان (انوشيروان) در ايران به زبان پهلوى نوشته شده بود و آن را «ابوالحسن على بن زياد تميمى» به عربى ترجمه كرد.سند هند، تاليف براهما گوپنا اخترشناس هندى بود كه آن را محمد فزارى از زبان سانسكريت به عربى درآورد.
مجسطى نوشته اى بود كه بطلميوس آن را در قرن دوم قبل از ميلاد در اسكندريه تاليف كرده بود. اين كتاب را حجاج بن يوسف مطر به زبان عربى برگرداند.ترجمه اين كتاب ها و شرح و نقدهايى كه بر آنها نوشتند پايه اصلى مطالعات اخترشناسى دانشمندان و منجمان در فرهنگ اسلامى شد. به طورى كه اخترشناسان مسلمان توانستند به اختراعات و اكتشافات تازه دست يابند و بسيار بيشتر از آنچه اقتباس و دريافت كرده بودند توليد كردند، انتشار دادند و تحولى در اين علم به وجود آوردند.ابواسحق ابراهيم بن حبيب فزارى اخترشناس ايرانى در سال ۱۶۱ هجرى نخستين دانشمندى بود كه در جهان اسلام اسطرلاب ساخت و كتاب هايى چون كتاب القصيده فى علوم النجوم و كتاب العمل بالاسطرلاب را نوشت. ابومعثر بلخى درباره علت جزر و مد فرضيه نجومى ارائه داد و برادران موسى خوارزمى (بنوموسى) پسران موسى شاكر خراسانى رياضيدانان و اخترشناسان ايرانى كه از بزرگ ترين دانشمندان علم نجوم در عصر مامون بودند به تشويق مترجمان و تاليف كتاب هاى رياضى و نجومى پرداختند و بيت الحكمه بغداد را رونقى بى نظير بخشيدند. آنها رصدخانه اى در بغداد ساختند و به رصد ستارگان پرداختند و به همراه دانشمندان ديگر به اندازه گيرى قطر و محاسبه محيط زمين اقدام كردند. از جمله كتاب هايى كه اين برادران نوشتند كتاب الحيل، كتاب الشكل مدور المستطيل و كتاب حركدالفلك الاولى و... است.
عبدالملك صوفى با تاليف كتاب گرانقدر صور الكواكب در قرن چهارم هجرى شمار و نام صورت هاى فلكى و ستارگان را ضبط و ثبت كرد و تصوير آنها را با هنرمندى نشان داد. ابوسهل كوفى سرپرست رصدخانه اى در بغداد شد و به تشويق او ابوحميد صاغانى اخترشناس ايرانى وسايل آن رصدخانه را ساخت و به كار برد. ابوسعيد سنجرى (= سيستانى) در قرن چهارم به ساختن اسطرلاب دست زد و عقيده داشت كه زمين متحرك است و به دور خورشيد مى گردد او پنج قرن پيش از كپرنيك انديشه خورشيد مركزى را بيان كرده بود. كتاب اسطرلاب، برهان الكفايه تحويل سنى المواليد، الدلائل فى احكام نجوم و كتاب جامع شاهى از تاليفات ابوسعيد است.ابوالوفاء بوزجانى از مردم تربت جام خراسان و متوفى به سال ۳۷۶ با تفسير كتاب هاى ابرخشن، خوارزمى و ديو فنطس و تاليف كتاب هاى الحساب، الكامل و زيج الواضح و جمع آورى و تكميل آلات و ادوات نجومى به پيشرفت اين علم كمك بسيار كرد.ابوريحان بيرونى اخترشناسى اسلامى را به كمال رساند. او نظرات تازه اى درباره بسيارى از مسائل طبيعى و نجومى اعلام كرد. از جمله براساس عقيده بيرونى نقطه اوج خورشيد، برخلاف نظر يونانيان، ثابت نيست و متحرك است. بيرونى قطر زمين را با استفاده از رصد هاى نجومى اندازه گرفت. او با تاليف كتاب تحديد نهايات الاماكن به نوشتن چگونگى اندازه گيرى فاصله ميان شهر ها پرداخت و خود عملاً به اين كار دست زد.ابن سينا رصد خانه اصفهان را ساخت و با آن عبور ستاره زهره را از مقابل خورشيد مشاهده كرد. در نيمه دوم قرن پنجم هجرى ابواسحاق ابراهيم بن يحيى معروف به زرقالى حركت نقطه اوج خورشيد را نسبت به ثوابت بيان كرد. زرقالى با كمك جمعى از دانشمندان معاصر خود به تاليف «زيح طليطلى» پرداخت. اين زيح قرن ها مورد استفاده اختر شناسان غربى بود. گوستاو لوبون درباره او مى نويسد:او تقويم ساليانه دو نقطه اعتدال را پنجاه ثانيه معلوم داشته بود كه تقريباً با تحقيقات امروز ما مطابق است. او آلاتى را كه در هيئت به كار مى برد شخصاً مى ساخت و نيز ساعت هايى را اختراع كرد كه فوق العاده مورد استفاده هموطنانش در طليطله واقع شد.در قرن ششم و هفتم هجرى اختر شناسانى چون جابر بن افلح، ابن باجه، ابن طفيل وبتروحى در اسپانيا ظهور كردند كه با هيئت بطلميوس به مخالفت برخاستند و درباره حركات سيارات، طول هاى جغرافيايى و مسائل نجومى نظرات تازه اى اظهار كردند.
خواجه نصير الدين طوسى موسس رصد خانه مراغه و زيج ايلخانى شد. در كوشش او گروهى از اختر شناسان و رياضيدانان در رصد خانه مراغه جمع شدند و به ساختن و به كار بردن ابزار هاى نجومى پرداختند. طوسى در كتاب «التذكره النصيريه فى الهيئه» نظراتى درباره افلاك و كرات و گردش آنها ابراز كرد كه به وسيله شاگردش قطب الدين شيرازى كامل تر شد. او به كتاب ديگرى كه به عربى نوشت و به فارسى نام رساله معينه نام گرفت ايراد هايى بر بطلميوس وارد كرد.در قرن نهم ميلادى غياث الدين جمشيدكاشانى با بهره گيرى از كار هايى كه در رصد خانه مراغه صورت گرفته بود به دعوت الغ بيك به سمرقند رفت. در سال ۸۲۴ به ساختن رصد خانه اى پرداخت و به آموزش شاگردان و از جمله ميرزا الغ بيك پرداخت. ابوالقاسم قربانى مى نويسد: «غياث الدين جمشيد رياضيدان عالى مقام، محاسبى ماهر و منجمى زبر دست، مولفى توانا و مخترع آلات دقيق رصد بود و بحق مى توان او را از برجسته ترين رياضيدانان دوره اسلامى دانست.»از قرن ششم هجرى به بعد اروپائيان كم كم به ترجمه حدود ۲۰۰۰ جلد علوم طبيعى و كتاب هاى رياضى و نجومى مسلمانان كه اغلب به عربى نوشته شده بود دست زدند و از اين راه ميراث گرانبهايى را كه در طول قرن ها مسلمانان از راه ترجمه و تاليف، جمع آورى يا توليد كرده بودند به حوزه هاى علمى كشور خود بردند. همين كتاب ها مايه اصلى علومى شدند كه در قرن شانزدهم و هفدهم رنسانس علمى را در اروپا پايه گذارى كرد و بدين پايه و مايه امروزى رساند.
روزنامه شرق
آبشار های دنیا
| |||||||||
|
|






