نقشه نازی‌ها برای سوزاندن شهرها از آسمان!

یک مقاله فراموش شده در مجله «لایف» از نقشه نازی‌ها برای سوزاندن شهرهای دشمن از فضا پرده برداشته است.

به گزارش ایسنا،‌ در این مقاله که در سال 1945 منتشر شده، به توصیف چگونگی دستیابی کارشناسان فنی ارتش آمریکا به این حقیقت پرداخته که دانشمندان آلمانی بطور جدی برای ساخت یک سلاح خورشیدی برنامه‌ریزی کرده بودند.

در این طرح، از یک آینه غول‌پیکر برای تمرکز نور خورشید بر روی هدف استفاده می‌شد؛ همانطور که کودکان از ذره‌بین برای تولید آتش بهره می‌برند.

این آینه بزرگ مداری به تمرکز پرتوهای خورشیدی بر روی یک نقطه سوزان در سطح زمین می‌پرداخت.

بر اساس این مقاله،‌ ارتش آلمان قصد داشت از چنین آینه‌ای برای سوزاندن یک شهر یا بجوش آوردن بخشی از اقیانوس استفاده کند.

این ایده در سال 1923 به ذهن هرمان اوبرت، دانشمندان مشهور موشکی آلمان رسید. با هزینه برآورد شده سه میلیون مارک و 15 سال زمان ساخت، هدف اصلی این آینه فضایی ارائه نور خورشید به مردم زمین بر حسب تقاضا بود. اما اوبرت بعدها آنرا به عنوان یک سلاح نهایی توصیف کرده بود.

در سال 1945 هنگامی که نیروهای پیروز متفقین شروع به وارسی برنامه‌های جنگی بدست آمده کردند، مشخص شد که نازیها طرحهای اوبرت را ارتقا بخشیده و به دنبال امکان ظهور رایش سوم با ساخت یک سلاح آینه در مدار 35.7 هزار کیلومتری زمین بودند.

جزئیات این سلاح خورشیدی مجددا پس از بررسی آن توسط کارشناسان ارتش آمریکا تشخیص داده شده و در انجمنهای اینترنتی قرار گرفت.

مجله لایف بر این باور بود که این آینه با بخشهای از پیش مونتاژ شده در مدار قرار می‌گیرد. همچنین این فناوری از یک ایستگاه فضایی سرنشین‌دار از حفره‌های 9 متری که موشکهای تدارکات در آنها وارد شده، باغهای آبکشت برای ارائه اکسیژن و ژنراتورهای انرژی خورشیدی برای تامین برق برخوردار بود.

هنگامی که این آینه در مدار قرار بگیرد، موشک اصلی این پروژه شش کابل را از قرقره آزاد می‌کند.

آلمانی‌ها تنها قومی نبوده‌اند که به بهره‌برداری از نیروی خورشید فکر می‌کردند. در سال 1999 روسها یک طرح را معرفی کردند که از یک آینه برای بازتاب نور خورشید به زمین در طول زمستان استفاده می‌کرد.
 
تابناک

امروز سالگرد ورود ریال به ایران

 
پول، واحدی برای سنجش و ارزش گذاری بر داد و ستد کالا و ارایه خدمات است که موجب تسهیل انتقال کالا و خدمات می شود. از مهم ترین واحد های پول ایران در طول تاریخ می توان به دینار، شاهی، قران، ریال و تومان اشاره کرد. 

به گزارش ایرنا دینار واحد قدیمی پول در امپراتوری روم شرقی یا دیناریوس بوده است. مسلمانان پس از فتح روم دینار را به عنوان واحد پول خویش انتخاب کردند و حتی امروز نیز در برخی از کشورهای عربی از این عنوان واحد پول استفاده می شود. 

ایرانیان نیز از دینار به عنوان واحد پول استفاده می کردند هر چند به تدریج و در اثر تورم دینار ارزش خود را از دست داد. 

ابتدا سلطان محمود غزنوی سکه یکصد دیناری یا صنار را با نام ˈمحمودیˈ ضرب کرد. همزمان شاهان سامانی نیز سکه های ۵۰ دیناری را ضرب و آن را ˈشاهیˈ نامیدند. در دوران صفویه شاه عباس سکه ۲۰۰ دیناری ضرب و آن را ˈعباسیˈ نامید؛ عباسی در حقیقت معادل ˈ۲ محمودیˈ یا ˈ۴ شاهیˈ است. 

نادرشاه افشار با ضرب ۵۰۰ دیناری آن را ˈنادریˈ نامید، اما مردم هماره چون هر شاهی معادل ۵۰ دینار بود از لفظ ۱۰شاهی استفاده می کردند. 

در دوران قاجار تومان، قران و شاهی واحدهای اصلی پول ایران را تشکیل می دادند. تومان واژه ای ترکی است و به معنی ۱۰ هزار که در تقسیمات لشکری هر ۱۰ هزار سرباز، تومان و فرمانده آن ها، امیر تومان نامیده می شد. 

فتحعلی شاه قاجار برای نخستین بار، تومان طلا را با وزن یک و یک ششم مثقال در سال ۱۱۸۸ هجری خورشیدی ضرب کرد. در این زمان همچنین سکه نقره جدید یا همان ˈقرانˈ نیز متداول شد که معادل یک دهم تومان و پنج عباسی یا ۲۰ شاهی بود. این واحد پول بین سال های ۱۲۰۳ تا ۱۳۱۰ در ایران رواج داشت. در این دوران همچنین از شاهی که به صورت سکه ای مسی بود نیز استفاده می شد. 

ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۹ هجری خورشیدی وزن طلای تومان را کاهش داد و ارزش آن برابر ۱۰ قران نقره شد. 

واژه ریال که ریشه اسپانیایی و پرتغالی دارد به مفهوم ˈشاهیˈ و همچنین نام سکه ای نقره ای است که در دو کشور مذکور و سرزمین های وابسته به آنها رواج داشته و سپس وارد زبان فارسی شده است. 

ریال که سکه ای جهانی و معادل ۱۲۵۰ دینار یا یک هشتم تومان ارزش داشت، برای نخستین بار در سال ۱۱۷۶ هجری خورشیدی رواج یافت. در سال ۱۲۰۳، ریال از رونق افتاد و جای خود را به قران که معادل هزار دینار یا یک دهم تومان بود، داد؛ تا بدین ترتیب واحد پول ایران وارد سیستم اعشاری شود. 

اول فروردین ۱۳۱۱ هجری خورشیدی به علت کم شدن ارزش قران و نیاز به واحد پول ساده و قوی، ریال با پشتوانه طلا به عنوان واحد اصلی پول ایران قرار گرقت. ریال در اقتصاد ایران تا کنون جایگاه خود را به عنوان واحد پول رسمی حفظ کرده است. 

بانک شاهنشاهی که توسط انگلستان تاسیس شده بود؛ حدود ۴۰ سال، چاپ اسکناس را در انحصار خود داشت؛ تا اینکه در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۰۹، حق انتشار اسکناس از آن بانک سلب و به بانک ملی ایران واگذار شد. دو سال بعد و همزمان با آغاز سال ۱۳۱۱، واحد پول کشور که از قران به ریال تغییر کرده بود توسط بانک ملی ایران منتشر و ملاک معاملات قرار گرفت. اسکناس‏های اولیه به صورت ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۱۰۰۰ ریالی، چاپ شد. 

به گزارش ایرنا،پول ملی هر کشوری به عنوان اعتبار ملی آن کشور و وسیله ای رایج و متداول جهت انجام امور تجاری و داد و ستد مورد استفاده قرار می گیرد و هرکشوری نیز با واحد پول خود به این گونه مبادلات می پردازد.
 
منبع: تابناک

تنگه واشی

 

 

رییس علی دلواری

در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتی‌های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۸ اوت ۱۹۱۵/ ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ بصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند، ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند. رئیس علی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ه.ق، در عمارت حاج سید محمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام داشت.

نبرد دلوار

نیروهای انگلیسی همزمان با حمله به بوشهر قصد تصرف ناحیه دلوار را داشتند. دلوار محلی بود که پیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به آن جا تجاوز کرده، اما طعم شکست را در این ناحیه چشیده بودند. رئیس علی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از این وقایع آگاه و در مقام دفاع از وطن بر آمدند. قیام دلیران تنگستان علیه اشغالگران آغاز شد و نیروهای متجاوز انگلیسی که قریب به پنج هزار نفر بودند در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار آمدند و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله کشته شدند. عملیات چریکی پیروزمندانه رئیس علی، سایر مبارزان تنگستان را تشویق به همراهی با او کرد. تا تابستان ۱۹۱۵ عملیات موفقی را بر علیه نیروی دریایی انگلیس رهبری کرد. انگلیسی‌ها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند.

نبرد بوشهر

زمانی که مقامات انگلیسی تصمیم قطعی درباره اشغال بوشهر و پیشروی به سوی شیراز را داشتند به منظور تطمیع رئیس علی، دونفر از متابعان حیدرخان حیات داودی را به دلوار گسیل داشتند تا موافقت او را با پیاده شدن قوای انگلیس در کرانه خلیج فارس و حرکت به سوی شیراز جلب کنند. نمایندگان حیدرخان ضمن ملاقات با رئیس علی متذکر شدند که چنانچه او از قیام علیه قوای اشغالگر صرف نظر کند، مقامات انگلیسی چهل هزارپوند به او خواهند پرداخت. رئیس علی در پاسخ می‌گوید: «چگونه می‌توانم بی‌طرفی اختیار کنم در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته است؟»

پس از مراجعت نمایندگان حیدرخان، نامه تهدیدآمیز از طرف مقامات انگلیسی به رئیس علی نگاشته شد مبنی بر این که: «چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام کنید، مبادرت به جنگ می‌نماییم، در این صورت خانه‌هایتان ویران و نخل‌هایتان را قطع خواهیم کرد.» رئیس علی در پاسخ مقامات انگلیسی نوشت: «خانه ما کوه‌است و انهدام و تخریب آن‌ها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراطوری بریتانیای کبیر است. بدیهی است که در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما، تا آخرین حد امکان مقاومت خواهیم کرد.»

در گذشت

جنگ میان رئیس علی و دلیران تنگستان از یک سو و انگلیسیها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شوال هزار و سیصد و سی و سه ه.ق ادامه یافت و انگلیسی‌ها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند. تا این که در گیرودار حمله انگلیسی‌ها به بوشهر در شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳ ه.ق رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به به قوای انگلیسی‌ها توسط فردی به نام غلامحسین تنگکی از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت. رئیس علی در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی/۳ سپتامبر ۱۹۱۵ میلادی در سن ۳۴ سالگی کشته شد.

 

برگرفته از: ویکی پدیا

رصدخانه

شماره ثبت در آثار ملی : 1675
زمان ساخت : صفویه
نوع کاربری : علمی (رصدخانه)

رصدخانه مراغهنام مراغه هميشه با نام يكي از بزرگترين مراكز پژوهشي نجومي يعني رصدخانه خواجه نصيرطوسي همراه است. این رصد خانه که بزرگترین رصدخانه جهان در دوره قبل از اختراع تلسکوپ بوده است در زمان که مراغه به پایتختی توسط هلاکو خان مغول ساخته شده است. اين مجموعه كه امروزه فقط آثار كمي از آن باقي مانده است . طبق نوشته تاريخي درسال657 ساختمان آن به دستورهلاكووهمت خواجه نصيرالدين طوسي بنا شده است و درساختمان و درتشكيل آن شخصيت هايي چون علامه قطب الدين فخرالدين مراغي،محي الدين مغربي ، علي بن محمود نجم الدين الاسـطرلابي و... شركت داشته اند .
بناي رصـدخانه ، 15سال سال طول كشيد . به امر هلاكو  كتب واسباب وآلات علمي ونجومي بسياركه از فتح بغداد بدست آورده بود درآنجا متـمركز گرديد . اين مجموعه تا سال 703 هجري آباد بوده ليـكن پس از آن بر اثر زلزله هاي سخت ، بي توجهي حكام رو به ويراني رفت. و درحال حاضر آثاري از بناهاي متعلقة آن باقي مانده است. اين بنا تا زمان سلطان محمّد خدابنده مشغول به كار بوده است و ويراني آن بطور كامل و دقيق هنوز مشخص نشده است كه در چه سالي بوده است ولي در نوشته هاي حمدالله مستوفي در سال 720 به ويران بودن آن اشاره شده است.
رصدخانه مراغه.رصدخانه مراغه 167 سال پيش از احداث رصدخانه سمرقند ساخته شد و در زمان آباداني يكي از معتبرترين رصدخانه هاي جهان بوده است .زیج معروف ایلخانی حاصل فعالیت های این رصدخانه است.در آن زمان بفرمان قوبیلای قآن امپراطور چین و برادر هلاکو خان کارشناسانی برای آموزش و الگو برداری از رصدخانه مراغه به این شهر آمده، پس از مراجعت به چین رصدخانه ای به تقلید از رصدخانه مراغه ساختند. علاوه بر رصدخانه چین همچنین رصدخانه های سمرقند، استانبول وهند از روی رصدخانه مراغه ساخته شده اند.
تپه‌اي كه رصدخانه در آن واقع شده است به طول 510 و عرض تقريبي217 متر و به ارتفاع 110 متر مي باشد كه غرب مراغه واقع شده است. كه قسمتهاي مختلف رصدخانه بر روي آن واقع شده است اين بخشها عبارتند: از برج مركزي رصدخانه – واحدهاي مدور پنجگانه – كتابخانه.
برج مركزي
برج مركزي كه وسيعترين فضاي كشف شده را تشكيل مي دهد قطري به اندازه 22 متر دارد ضخامت ديوار آن 80 سانتيمتر مي باشد. فضاي داخلي آن شامل يك راهرو و6 اطاق مي شود كه 4 اطاق مستطيلي شكل و 2 اطاق ديگر كه در سمت شمال و جنوب قرار گرفته‌اند شكل هندسي ندارند.
رصدخانه مراغهمصالحي كه در برج بكار گرفته شده عبارت است از سنگ قلوه، لاشه، سنگهاي تراش براي ازاره خارجي و داخلي و سنگهاي تراش بزرگ براي ورودي برج آجري در سه اندازة مختلف. ملات و اندود گچ، كاشيهاي بزرگ لعابدار در سه طرح و نوع مختلف سنگهاي حجاري شده و نقش دار و آجرهاي نقش دار تزئيني مي باشد.
واحدهاي مدور پنجگانه
در قسمت جنوب و جنوب شرقي و شمال برج مركزي رصد خانه پنج واحد مدور كشف گرديده كه هريك بطور مستقيم در كار پژوهش‌هاي نجومي مورد استفاده داشته‌اند. در گوشة شمال غربي تپه واقع در زير حصار شمالي محوطة رصد خانه بناي جالبي به مساحت 330 متر مربع بدست آمده كه با توجه به جنبه هاي مختلف امر مي‌توان آن را كتابخانه مجموعه دانست.
بغير از قسمتهاي ذكر شده در دامنة غربي تپه رصدخانه مراغه و مشرف به روستاي طالب خان چهار مجموعه معماري و تعدادي دخمه كشف گرديده كه گذشته از ارزش معماري از نظر روشن ساختن بسياري از ويژگيهاي مذهبي – اجتماعي و اوضاع و احوال خاص دورة ايلخاني به خصوص جامعة مسيحيت زمان، داراي اهميت و اعتبار فراوان مي باشد
 
منبع: شبکه بهداشت شهرستان مراغه

آشیل

آشیل (به یونانی: Αχιλλεύς)، به (انگلیسی: Achilles) ریخت فرانسوی نام آشیل[۱] قهرمان اسطوره‌ای یونان در داستان جنگ تروآ (troy) است. همه پیکر او به جز پاشنه پایش رویین بود و همین بخش تنش هم مرگ او را رقم زد.

آشیل پسر پلئوس (پهلوان یونانی و از یاران هراکلس) و دریاپری‌ای به نام تتیس بود. زئوس (خدای خدایان اساطیر یونان و پدر اکثر خرده خدایان نسل جدید) قصد داشت خود با تتیس وصلت کند، اما با پیشگویی تایتان پرومتوس مبنی بر اینکه «پسر تتیس از پدر به نیروتر شود» او را به پلیوس پهلوان که مورد لطفش بود واگذاشت. تتیس آشیل نوزاد را به جهان زیرین برد و او را از پاشنه گرفته، در رود سیاه جهان مردگان (استیکس) فرو کرد. تمام تن او جز پاشنه که در دست مادر بود به آن آب آغشته شد و تنها آن نقطه آسیب‌پذیر باقی ماند. همچنین خیرون به اوآموزش دویدن داد و وی بادپا شد.

دور افتخار آشیل بعد از پیروزی در جنگ

روایت منظومه ایلیاد در میانه جنگ تروآ واز نزاع آشیل و آگاممنون (سرکرده یونانیان، پادشان مسینی) آغاز می‌شود. آشیل آگاممنون را مجبور کرد دست از معشوقه‌اش خروسئیس بکشد. آگاممنون نیز وی را مجبور نمود دست از معشوقه‌اش بریسئیس بکشد. در نتیجه آشیل قهر کرد و از جنگ کناره‌گیری کرد. هکتور فرمانده سپاه تروا پسر عموی آشیل، پاتروکل را می‌کشد و به دلیل شباهت زیادی که بین اشیل و پاتروکل بود، هکتور گمان کرد با اشیل مبارزه کرده و او را کشته‌است. اما آشیل به انتقامجویی بر می‌خیزد و هکتور را می‌کشد و سپاه تروا را شکست می‌دهد. بنابر کتاب آشیلید از استاتیوس، قبل از پایان جنگ، پاریس فرزند کهتر پریام، شاه تروآ، آشیل را به تیری زهرآلود هدف قرار داد. آپولون، خدای خورشید، تیر را به پاشنه آسیب‌پذیر آشیل هدایت کرد و به زندگی کوتاه این پهلوان مشهور پایان داد.

منبع:ویکی پدیا

باقرخان

باقرخان فرزند حاج رضا تبریزی بود. نخست پیشه بنائی داشت و قداره بند نیز بود در جریان نهضت مشروطه به انجمن ایالتی تبریز پیوست و در جنگهای تبریز به نفع مشروطه خواهان فداکاری‌های بسیار کرد و در راه پیروزی مشروطه طلبان دلاوری‌ها نمود.

مدتی کوتاه از طرفداری مشروطه دست کشید اما چن دلاوی
ستارخان را دید که با هفده سوار مردم را تحریک به قیام می‌کند به ستارخان پیوست.

باقرخان فوج
سهام‌الدوله را شکست داد. سربازان ملایری را پس از دور روز اسارت به شهر خودشان فرستاد و بارها جلوی حملات سخت دشمنان آزادی و مشروطه را گرفت.

باقرخان جلو پیشروی سپاه انبوه
عین‌الدوله را که خود را به دوچی نزدیک ساخته بود تا شهر را به تصرف درآورد گرفت و نگذاشت به پیشروی ادامه دهند.

باقرخان در پیروزی شهر تبریز و غلبه بر قوای استبداد سهمی عمده داشت و در جنگهای هولناکی که از هر سو بر تبریزیان تحمیل می‌شد دلیری‌ها و پایمردی‌های فراوان نشان می‌داد در دمیدن روح دلیری به مجاهدان و با شرکت فعالانه خود در نبرد سهمگین خونین نمونه اعلائی از آزادگی و دلاوری به‌شمار می‌رفت و برای از پا درآوردن دشمن است بابتکارات کم‌نظیری دست می‌زد که یک نمونه آنها دیلاَ با نهایت اختصار آمده است.

یک روز پس از قیام ستارخان در تبریز و با دمیدن روح آزادگی در مردم، باقرخان مجاهدان محله‌های خیابان، نوبر مارالان. کفشدوزان
ارمنستان و یجویه عموزین الدین و سایر آزادی طلبان مشروطه‌خواه را گرد هم آورد و برای بیرون راندن رحیم خان وایل غارتگرش حیله و نقشه‌ای جنگی به‌کار برد، زیرا بیشتر مردان مجاهد بوسیله افراد رحیم خان خلع سلاح شده بودند و فقط عده کمی بودند که هنوز تفنگ داشتند، ازینرو باقرخان پیشنهاد کرد نزدیک ظهر مجاهدان سه دسته شوند و هر دسته از یک طرف بباغ شمال که محل هجوم اقامت رحبم خان بود و حمله نمایند، یک دسته از روبرو و دو دسته از یک طرف بباغ شمال که محل هجوم اقمت رحیم خان بود و حمله نمایند، یک دسته از روبرو و دود دسته از دو طرف دیگر بباغ حمله کنند قسمت جنوبی باغ شمال آزاد باشد تا دشمن راه فرار داشته باشد و در پیشاپیش هر دسته مجاهدان تفنگ به دست و آنها که تفنگ نداشتند هر یک بار دو قلوه سنگ به سوی باغ حرکت نمایند.

تیراندازی مجاهدان شروع شد و آنانکه قلوه سنگ داشتند آنها را بهم می‌زدند تا صدایی شبیه شلیک تیر بدهد. افرد ایل رحیم خان سخت دچار هراس شدند و به یکدیگر می‌گفتند مردن تبریز قیام کرده‌اند و فرار فرار بگوش می‌رسید، رحیم‌خان از در جنوبی با اسب گریخت و افرادش در پی او با شتاب هر چه بیشتر می‌گریختند، مجاهدان بی‌اسلحه دست‌رسی باسلحه یافتند.

رحیم خان و مردانش در باغ صاحبدیوان اردوزدند و چند نفر را فرستاد تا از مراغه تفنگ و فشنگ بیاوردند و دو روز بعد به‌سوی دوچی رفت تا سربازان دولتی را با خود همداستان نموده به تبریز مخصوصاَ محله امیرخیز حمله نمایند.

جنگ دولتاین شدت می‌یافت و باقرخان و ستارخان با هم در ارتباط بودند و در مواقع لزوم به‌کمک یکدیگر می‌شتافتند علاوه بر این نظم خاصی در سپاه مجاهدان بوجود آوردند و هر 20 نفر مجاهد را زیر نظر یک نفر سرکرده قرار دادند.

چون مشروطه‌خواهان مجاهد پیروز گشتند انجمن ایالتی
آذربایجان به باقرخان لقب سالار ملی و به ستارخان لقب سردار ملی داد.

مخبرالسلطنه پس از پیروزی مشروطه‌خواهان به والی‌گری آذربایجان آمد به‌جای قدرت دانی از کوشش‌ها و از جان گذشتگی‌های ستارخان و باقرخان در روز ورود که مجاهدان باستقبالش رفته بودند نسبت باین دو دلاور آزادیخواه بی‌اعتنایی و سردی بسیار نشان داد و در نها نیز وسایل تبعید این دو قهرمان را به تهران فراهم ساخت در نتیجه باقرخان و ستارخان گرفتار مصیبت‌ها و سرانجام شومی شدند که همه به گردن حاج
مخبر‌السلطنه بود. خلاصه اینکه با تحریم مخبرالسلطنه همراه با ستارخان به تهران دعوت گردید عده‌ای از و کلای آذربایجان تا زنجان به استقبال وی و ستارخان آمدند و در قزوین کرج تهران استقبال فراوان از آنها به‌عمل آمد در مجلس لوحه سیمین منقوش به طلا به باقرخان دادند نخست ماهی هزار تومان از طرف دولت مقرری برایش معین و در باغ عشرت آباد مسکن داده شد اما در واقعه تحویل اسلحه به پارک امین‌الدوله رفت و پس از محاصره پارک تفنگش را از روی گرفتند و بعد از مدتی ماهی سیصد تومان ماهانه برایش معین کردند و باقرخان خانه‌ای در خیابان شاهپور اجاره کرد.

چون
جنگ جهانی اول آغاز گردید دموکرات‌ها و آزادیخواهان دست به مهاجرت زدند و باقرخان نیز بدان‌ها پیوست و با شور و میهن‌پرستی و طرفداری از آلمانی‌ها از تهران رفتند و برای رفتن به بغداد به کرمانشاه رهسپار شدند. و شبی در یک روستای نزدیک قصر شیرین مورد حمله کردها که می‌خواستند اسلحه و اموال آنها را تارج کنند قرار گرفتند و همه آن‌ها را گشتند و حسد آبان را در چاه انداختند و چند روز بعد جسد آنها را زا چاه بیرون آوردند و باقرخان سالار ملی در گمنامی به خاک سپرده شد.

برگرفته از :رشد

نگاهی به مساجد تاریخی آذربایجان شرقی

    
مسجد جامع کبیر تبریز که به مسجد جمعه نیز معروف است در ضلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام و مسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی واقع شده و یکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی این شهر به شمار می آید. تاریخ بنا و نام بانی اولیه مسجد معلوم نیست.
نگاهی به مساجد تاریخی آذربایجان شرقی

مسجد جامع کبیر تبریز که به مسجد جمعه نیز معروف است در ضلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام و مسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی واقع شده و یکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی این شهر به شمار می آید. تاریخ بنا و نام بانی اولیه مسجد معلوم نیست. عده ای آن را از مساجد صدر اسلام می دانند و پاره ای منابع بنای قدیمی را به دوره سلجوقیان نسبت می دهند. در کتاب مرزبان نامه به «جامع تبریز» اشاراتی شده که موید آبادانی و شکوه آن در سنوات ۶۰۷ ۶۲۲ هـ. ق در عصر اتابک ازبک بن محمد بن ایلدیگز بوده است. مسجد فعلی با طاق های رفیع و پایه های استوارش بعد از زلزله تبریز در سال ۱۱۹۳ هـ. ق، که چند طاق آن شکست و فرو ریخت توسط احمد خان و پسرش حسنعلی خان دنبلی مرمت شده است.

مسجد جامع دارای دو ورودی است: یکی در جانب شمال که از طریق آن می توان به صحن مسجد راه یافت و در دیگری از طرف جنوب که به کوچه مجاور راه دارد. طول مسجد که از جنوب به شمال امتداد دارد ۶۲ متر و قسمت میانی آن که دارای طاق بلند و بزرگی است ۱۵ متر عرض دارد. پایه های این طاق بسیار مستحکم و قطور است. طول مسجد به دو قسمت تقسیم شده، قسمت اول که قدری کم عرض است به طول ۲۸ متر از بخش جنوبی که به طول ۳۲ متر است به وسیله دو جرز عریض مجزا می شود. در انتهای این قسمت محرابی از سنگ مرمر سفید ساده با طرحهای مارپیچی تزئینی به شیوه صفوی به چشم می خورد.

بناهای موجود در مجموعه مسجد جامع تبریز:

۱) مسجد جامع کبیر

۲) مسجد حجت الاسلام

۳) مسجد آلچاق

۴) مسجد دینوری

۵) کتابخانه کلکته چی

در پشت دیوار شرقی این قسمت مسجدی با پایه ها و طاق های ضربی آجری به نام آلچاق مسجد قرار دارد که به مسجد زمستانی معروف است. مجموعه مسجد بسیار ساده و بی تکلف و عاری از هر گونه کاشیکاری است.

فقط در بالای طاق محراب، کتیبه ای گچبری به خط کوفی از دوره ایلخانان مغول باقیمانده است. دو سنگ نبشته در مسجد وجود دارد: یکی شامل فرمان شاه سلطان حسین صفوی به تاریخ ۱۱۰۶ هـ. ق در بالای در ورودی شمالی مسجد که روی سنگ رخام به خط محمد مومن تبریزی در پانزده سطر به خط ثلث بسیار زیبا حجاری شده است و سنگ نبشته دوم به ابعاد ۱۷۲ ×۱۱۲ سانتی متر در داخل مسجد روی یکی از جرزهای غربی به تاریخ ۹۷۲ هـ. ق مشتمل بر رویای شاه طهماسب اول صفوی که به خط علاالدین محمد تبریزی در ۱۲ سطر حجاری شده است. از دیگر آثار نفیس به جای مانده، محراب با ارزش و تاریخی مسجد است که با نقوش اسلیمی و خطوط تزئینی بسیار زیبا گچبری شده، موتیف های به جای مانده و شیوه گچبری محراب به دوران سلجوقی و ایلخانی مربوط می شود.

ابعاد فعلی محراب ۶۳/۷ ×۸۰/۷ متر است و از ۲۴ حاشیه عمودی تشکیل یافته است. در حاشیه اصلی آن ۴ آیه از سوره مومنون به خط کوفی تزئینی گچبری شده است. این مسجد تحت شماره ۱۷۱ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

● مسجد کبود:

بنای تاریخی، مذهبی مسجد کبود از آثار ارزشمند دوره قراقویونلو، به دستور جهانشاه بن یوسف از فرمانروایان سلسله قراقویونلو و به سر کاری عزالدین قاپوچی بنا شده است. ساختمان آن به استناد کتیبه برجسته سردرب به سال ۸۷۰ هجری قمری به اتمام رسیده است. بنای اصلی در مقام مسجد مقبره، دارای صحن وسیعی بوده که در آن مجموعه ای از ساختمانها از جمله مدرسه، حمام، خانقاه، کتابخانه و ... ساخته شده بود که متاسفانه آثاری از آنها به جا نمانده است. خصوصیت بارز و شهرت وافر مسجد کبود با معماری ویژه تلفیقی و اعجاب انگیز آن بیشتر به خاطر کاشیکاری معرق، تلفیق آجر و کاشی، اجرای نقوش پرکار در حد اعجاز آن است که زینت بخش سطوح داخلی و خارجی بنا بوده و با توجه به این عظمت و زیبایی لقب فیروزه اسلام یافته است .

در متن کتیبه برجسته سر در با شکوه و پر نقش و نگار آن، عمارت مظفریه و نیز نام نعمت الله بن محمد البواب، خطاط و احتمالاً طراح نقوش که از هنرمندان برجسته خوشنویسی آذربایجان بوده، درج شده است.

نام جهانشاه در کتیبه بالای ورودی نقش بسته که قبلاً روکش طلایی داشته است. مسجد کبود دارای دو مناره باریک و بلند در منتهی الیه شرق و غرب ضلع شمالی بوده است. در پشت در ورودی به شبستان بزرگ، یک بیت شعر فارسی به خط ثلث نوشته شده بدین مضمون:

کردار بیار و گرد گفتار مگرد

چون کرده شود، کار بگوید که کرد

شبستان بزرگ را از سه طرف رواق ها در بر گرفته و بر بالای آن گنبد دو پوشی به قطر تقریبی ۱۷ متر قرار گرفته است. شبستان کوچک که در حکم مکانی خصوصی و مقبره سلطنتی در نظر گرفته شده بود، در سمت جنوبی بنا واقع شده و با قطعات سنگ مرمر ازاره بندی شده بود که آیات قرآنی به خط زیبای ثلث و به صورت برجسته زینت بخش قسمت فوقانی سنگ ها است.

کاشیکاری آن صرفاً به رنگ لاجوردی و عمدتاً از قطعات شش ضلعی کار شده بود و تمام سطح سقف آن زرنگار (نقاشی با آب طلا) و کف شبستان ها به احتمال قوی مرمرین بوده است. نقش و نگار کاشی معرق مسجد شامل گره بندی های هندسی، گل و بوته اسلیمی، ختایی و کتیبه های مختلف که مجموعاً حکایت از زیبایی خارق العاده ای داشته و دارد. آرامگاه جهانشاه و نزدیکان وی در انتهای شبستان کوچک در داخل سرداب بوده است.

زلزله مهیب سال ۱۱۹۳ هجری قمری باعث ویرانی شهر تبریز و کشته شدن عده زیادی از مردم آن گشته و از مسجد کبود به جز سر در و چندین جرز پایه چیزی بر جا نمی گذارد و در فاصله بین سالهای پس از زلزله تا شروع مرمت، درب ورودی اصلی، قطعات مرمرین و ... به تاراج می رود. مسجد کبود در سال ۱۳۱۰ هـ . ش در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. پس از وقفه ۱۸۰ ساله از زمان زلزله بیشترین مرمت آن تا سال ۱۳۴۳ هـ . ش انجام پذیرفته و در بین سالهای ۵۴ ۱۳۵۲ هـ . ش بازسازی گنبدهای بالای شبستان ها به دست توانای معمار شهیر و فقید آذربایجان، استاد رضا معماران جامه عمل پوشید. در سالهای اخیر مرمت تکمیلی ساختمان، محوطه سازی و اجرای بخشی از نقوش داخلی به عمل آمده است.

پوشش مسجد متشکل از ۵۴ گنبد آجری بر روی ۴۰ ستون سنگی کبود است. شبستان بزرگ این مسجد ۶۰ متر طول و ۲۶ متر عرض دارد.

این مسجد طی سالهای ۱۲۳۵ تا ۱۲۴۰ هجری قمری توسط ملا محمد ممقانی ساخته شده است. نامبرده رئیس شیخیه بوده و حجت الاسلام نامیده می شد. وجه تسمیه مسجد نیز نام اوست.

● مسجد مفید آقا:

این بنا در انتهای خیابان فردوسی و رو به روی مسجد قزللی واقع شده است. بنای این مسجد در سال ۱۳۱۰ آغاز و در سال ۱۳۱۴ هجری قمری به پایان رسیده است. بانی مسجد مرحوم حاج رضا طباطبایی فرزند مرحوم شیخ ابوالقاسم شیخ الاسلام تبریز بود. مرحوم آقا سیدکاظم مفید که دارای درجه اجتهاد نیز بودند، سالها در این مسجد اقامه جماعت می کرد و به همین دلیل به این مسجد مسجد مفید آقا می گویند.

پلان این مسجد شامل ۴ ستون سنگی با سر ستون های مقرنس کاری شده است که به صورت جفت جفت قرار گرفته اند و مسجد شامل هشتی ورودی ، پلان تقریبا متقارن است. پوشش سقف مسجد به شکل طاق و چشمه است . این بنا با شماره ۹۷۰۲ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

● مسجد جامع اسکو (سبزه میدان):

این مسجد که در کنار میدان سبزه میدان اسکو واقع است از مساجد زیبای این شهر محسوب می شود. قدمت این مسجد به دوران صفوی برمی گردد و از آثار منحصر به فرد تاریخی در اسکو است .

مسجد در جهت شمال به جنوب ساخته شده و در جهت شمال به جنوب ۵ ردیف و در جهت شرقی به غربی۳ ردیف گنبد عرقچین دارد و در نهایت ۱۵ باب گنبد را شامل می شود.

● مسجد اسماعیل بیگ بناب:

این مسجد به فاصله کمی از مسجد جامع بناب قرار گرفته و پس از مساجد مهرآباد و میدان، یکی از بناهای زیبا و مستحکم بناب به شمار می رود. ایوان تا آنجا که ممکن بوده پرشکوه و جالب بنا شده و ۴ ستون چوبی آن دارای سر ستون های زیبایی است که تا حدودی ایوان عالی قاپو و چهل ستون اصفهان را به خاطر می آورد.

شبستان مسجد دارای ۸ ستون چوبی با ستون های مقرنس زیبا و پایه ستون های سنگی است که سقف چوبی بر روی آنها استوار شده است. قدمت این بنا به دوران صفویه باز می گردد.

● مسجد مهر آباد بناب:

این مسجد در کنار میدانی به همین نام در شهرستان بناب واقع شده و یکی از آثار قابل توجه معماری صفوی این منطقه است. مسجد مهر آباد، در سال ۹۵۱ هجری قمری به هزینه بی بی جان خانم دختر منصور بیگ به شکلی زیبا ساخته شده است.

فضای میانی مسجد به روی ۲۰ ستون چوبی قرار گرفته است. این ستون ها همگی به روی پایه های ساده سنگی استوار شده اند و سر ستون های آنها شبیه سر ستون های مسجد ملا رستم مراغه است.

در قسمت شمالی مسجد بر روی لمبه کوبی سقف به خط نستعلیق کتیبه ای به یادبود تعمیر، تجدید بنای مسجد به سال ۱۲۶۱ هجری قمری نگاشته اند.

● مسجد چهار منار:

مسجد زیبای چهار منار در ضلع قدیمی بازار تاریخی تبریز واقع شده است. این مسجد به دلیل مجاورت با کاروانسرای میرزا ابوالحسن از رفت و آمد زیادی برخوردار است و به همین جهت در زمینه حفظ و احیای آن تلاش های فراوانی صورت گرفته است. پایه اصلی مسجد چهار منار متعلق به قرن

۵ هجری است و بارها مورد مرمت و تجدید بنا قرار گرفته است. این اثر ارزشمند تاریخی با شماره ۱۶۵۱۵ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

● مسجد قزللی:

مسجد تاریخی قزللی یکی دیگر از مساجد محوطه بازار تاریخی تبریز است و قدمت آن به دوران قاجار باز می گردد. این بنای با ارزش و زیبا با شماره ۱۶۶۷۱ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.این مسجد که در خیابان جمهوری اسلامی و در کنار سرای گرجیلر واقع است، به دلیل اتفاق تاریخی و ارزشمندی که در سال ۱۳۵۶ در برگزاری چهلم شهدای شهر قم در آن صورت گرفت و باعث شد درخت انقلاب تناورتر از قبل به سمت موفقیت حرکت کند، به عنوان یک اثر معنوی در فهرست آثار معنوی کشور نیز به ثبت رسیده است. همه ساله یاد قیام مردم تبریز در مکان رویداد قیام مردم تبریز در مقابل مسجد قزللی گرامی داشته می شود.

● مسجد سفید مراغه:

از مساجد چوبی ارزشمند شهرستان مراغه است که در کنار خیابان تازه تاسیس جام جم مراغه واقع شده است. این مسجد که از بناهای زیبای دوره صفویه در مراغه است از تزئینات بسیار زیبایی بر روی ستون های چوبی خود برخوردار است، سقف چوبی مسجž

ایران شناسی

یزد مرکز استان یزد در کشور ایران است و در فاصله ۶۸۰ کیلومتری جنوبشرق تهران قرار دارد.

یزد به شهر بادگیرها معروف است. همچنین به شهر دوچرخه‌ها و شهر شیرینی نیز شهرت دارد.

میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار و مسجد جامع یزد از اماکن دیدنی شهر است.برخی از مورخين بنای اوليّه شهر يزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنين نهاده است و به اعتقاد عده‌ای ديگر از تاريخ نويسان در دوره‌ی ساسانيان به فرمان يزد گرد اول (421-339 م) در اين محل شهری بنام «يزدان‌گرد» بنا گرديده است. نام يزد از همين عنوان گرفته شده است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرين می باشد.

مورخين يونانی شهر کهن و باستانی را ايساتيس خوانده‌اند که احتمالا بعد از ويرانی شهر کهن «کته» پديد آمده است. پس از ظهور اسلام و گرايش مردم ايران به دين اسلام به يزد لقب «دارالعباده» داده شد.

يزد به معنای پاک و مقدس و يزد گرد به معنای داده خدايی است. شهر يزد نيز به معنای شهر خدا و سرزمين مقدس است.

اولين بار نام يزد در کنار اسم چينی تخمه يکی از همرزمان داريوش آورده شد.

 فرهنگ، زبان و گويش مردم يزد

مردم يزد به زبان فارسی رايج با پاره‌ای ويژگي‌های گويشی سخن می گويند و بسياری از واژه‌ها و ترکيبات زيبای فارسی را در گويش خود حفظ کرده‌اند. در استان يزد برخی ويژگيهای گويشی ميان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدان به آيين زرتشتی در ميان خود هنوز به زبان نياکانشان سخن می‌گويند و بويژه مراسم مذهبی خود را با اين زبان انجام می‌دهند. گویش یزدی بخشی از فارسی دری (فارسی خالص و اولیه ی ایرانیان) است.

مشخص‌ترین وجهه شهر معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌‌رفته است. بافت و ساخت معماری ویژه‌ی منطقه‌ی یزد از بارزترین نمونه‌های معماری خاص اقلیم‌های گرم و خشک در جهان است. تناسب آن با نیازها و شرایط اقلیمی- فرهنگی مردم منطقه، گذشته از زیبایی خاص این معماری، از ویژگی‌های آن است. در مرکز هر محله معمولاً حمام، بازارچه، آب انبار، مسجد، حسینیه، لرد، کارگاه های کوچک، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند.

نقشه 10 شهر گمشده جهان / اینفوگرافی

با مشاهده ویرانه‌ها در مناطق مختلف جهان بیش از پیش این سوال برای ذهن‌های کنجکاو مطرح خواهد شد که چرا و چگونه چنین تمدن‌های باشکوهی، قدرت و اعتبار خود را از دست داده اند.


[تصویر: OC.jpg]
برگرفته از:http://irnasa.org

بناهای تاریخی زنجان

  • حمام حاج‌داداش یکی از بناهای تاریخی شهر زنجان است. این حمام تنها حمام ستون سنگی زنجان می‌باشد که ستون اصلی آن بر روی چهارستون سنگی قرار ...
    ۷۳۸ بایت (۷۹ کلمه) - ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۰:۳۰
  • بنای تاریخی ذوالفقاری در مرکز بافت قدیمی زنجان واقع شده‌است و به سبک بناهای اواخر دورهٔ قاجار ساخته شده‌است. سبک ساختمانی آن از بناهای ...
    ۱ کیلوبایت (۱۴۷ کلمه) - ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۳:۳۸
  • مسجد و مدرسه جامع زنجان معروف به مسجد سید در قرن سیزدهم هجری قمری (سال ۱۲۴۲) در ... مدارس دینی زنجان است، یکی از بناهای ارزشمند ساخته شده بر ...
    ۴ کیلوبایت (۴۷۱ کلمه) - ‏۳۰ آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۱۱:۲۳
  • گنبد مزبور در پنج فرسخی سمت شرقی شهر زنجان در داخل باروی شهر قدیم ... رده:میراث جهانی یونسکو در ایران رده:زنجان رده:بناهای باستانی ایران رده: ...
    ۶ کیلوبایت (۶۲۸ کلمه) - ‏۱۸ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۰۹:۳۳
  • کهن دژ نام بناهای تاریخی متعددی است ازجمله: سارویه یا کهن دژ نام ... قلعه بهستان یا کهن دژ در استان زنجان در شهرستان ماه‌نشان واقع می‌باشد. ...
     
  • در زمان حکومت در زنجان، مسجد جامع زنجان برای اقامهٔ نماز به امامت سید محمد طارمی ، بنا کرد. قیصریه بازار زنجان نیز از بناهای اوست. ...
    ۵
  • در زمان حکومت در زنجان، مسجد جامع زنجان برای اقامهٔ نماز به امامت سید محمد طارمی ، بنا کرد. قیصریه بازار زنجان نیز از بناهای اوست. ...
  • ملقب به اسعد الدوله فرزند ذوالفقار خان اسعدالدوله ، از مالکان و فئودال‌های بزرگ زنجان . ... خود مهم‏ترین مالک زنجان بود. پل سردار از بناهای اوست. ...
    ۴
  • گنج‌آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ماهنشان استان زنجان ایران . ... این روستا از قدیمی‌ترین بناهای منطقه با قدمتی 250 ساله می‌باشد . ...
    ۱ کیلوبایت (۱۴۲ کلمه) - ‏۱ اکتبر ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۰۸
  • شهر سُلطانیه یکی از شهرهای استان زنجان است. گنبد سلطانیه ، مقبرهٔ اولجایتو ، در ... اما با توجه به بناهای مشابهی که در این دوران ابواب‌البر ...
    ۱۰ کیلوبایت (۱٬۱۵۰ کلمه) - ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۱۱
  • چندین دهه در آن تدریس می‏نمود از بناهای امیر نظام حاکم تهران بود که ... ۱- در این باره بنگرید به تاریخ زنجان، هوشنگ ثبوتی، ادره کل فرهنگ و ...
    ۲۹ کیلوبایت (۳٬۳۹۱ کلمه) - ‏۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۵۶
  • مسجد جامع قروه، یکی از بناهای تاریخی رو‎‏ستای قروه در کیلومتر ۱۵ جاده ترانزیتی ... منبع : 182 میراث فرهنگی استان زنجان. نگارخانه میر شهاب الدین ...
    ۶ کیلوبایت (۶۷۶ کلمه) - ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۰۴:۱۱
  •  
  • قلعه بهستان یا کهن دژ در شهرستان ماه‌نشان در استان زنجان واقع می‌باشد. قدمت این دژ به دوره هخامنشیان بر ... منابع : رده:بناهای باستانی ایران.
  • منبع: ویکی پدیا