19 روش صحیح مطالعه
|
|
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟
سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزهای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
گروه سها
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد.
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است! اینجا کلام علی(ع) معنا پیدا می کند که «ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است». بدیهی است تفکری ارزشمند است که سرنوشت ساز باشد و انسان را به صلاح و رستگاری سوق دهد.
مهمترین آن عوامل در سطح جهانی جریانهای هوا در لایه های زیرین جو می باشد به این مفهوم که اگر مهمترین عامل حرکت ابتدایی آب ها را اختلاف وزن مخصوص آنها به حساب بیاوریم باز به محض اینکه آبهای گرم قاره به سمت قطب شروع به حرکت بنمایند تحت تاثیر جریان های هوا قرار گرفته و از مسیر خود منحرف می گردند. وضعیت نا همواری های اقیانوس ها هم تاثیر محلی داشته و عامل اصلی انحراف جریان های اقیانوسی به اطراف می باشد. عوامل مختلفی در ایجاد جریان ها شرکت دارد، ولی نقش عمده با بادهای غالب است. در قلمرو بادهای غالب جهت جریان های سطحی با جهت باد یکی است. برخورد جریان ها به سواحل یا برآمدگی های زیر آب مسیر آن ها را عوض می کند.
|
|
در حوضه قطب شمال به علت سرمای زیاد تبخیر فوق العاده نا چیز است و از طرف دیگر رودهای بزرگ آسیا و اروپا مقدار زیادی آب به آن وارد می کند در نتیجه سطح آن نسبت به سطح عمومی کمی بالاتر است و به همین علت اختلاف سطح جریانها ایجاد می شود که آب های اضافی را به اقیانوس اطلس و آرام تخلیه می کند.
در دریای مدیترانه تبخیر بیشتر از میزان آبی است که به وسیله ی رودها و باران به آن وارد می شود. در نتیجه برای جبران این کمبود آب های اقیانوس اطلس در سطح به طرف مدیترانه جریان می یابد. آب های گرم و شور گلف استریم وقتی به آب های سرد قطبی می رسد در اثر سرد شدن سنگین تر شده به اعماق فرو می رود. جایی که دو جریان اقیانوسی به همدیگر نزدیک می شوند. آب ها به عمق می رود و بر عکس در جایی که دو جریان از هم دور می گردد آبهای اعماق به سطح اقیانوس بالا می آیند. جریان اقیانوسی را می توان به صورت حرکت افقی آب دریاها در بخش سطحی اقیانوس تعریف کرد جریان های اقیانوسی بر اثر حرکت باد بر روی سطح آب دریاها حاصل می شود.
نیروی اصطکاک بین آب و باد باعث جریان آب در جهت حرکت باد می شود بیشتر جریانهای اقیانوسی نتیجه بر هم کنش آب و اتمسفر و همچنین حرکت انرژی باد از نواحی گرمسیری به نواحی قطبی هستند.
بطور کلی جریان های دریایی تحت تاثیر باد، شوری آب، گرما، توپوگرافی بستر دریا و چرخش زمین می باشد.
در اکثر تنگه ها و گذرگاههایی که دریاها را به اقیانوس ها و یا یکدیگر وصل می کند. جریان های عمقی در جهت عکس جریان های سطحی وجود دارد. از همه مشهورتر جریان عمقی تنگه جبل الطارق است که در جریان جنگ جهانی دوم زیر دریایی های ایتالیا با خاموش کردن موتور خود به وسیله این جریان بدون سر و صدا وارد اقیانوس اطلس می شدند.
جریانهای مختلف دورترین مناطق اقیانوس ها و دریاها را به هم مربوط کرده و اختلافات فیزیکی و شیمیایی آبها را تا حد زیادی تعدیل می کنند. جریانها نقش مهمی در زندگی جانداران اقیانوس دارد. جریانی که آب سطحی را به طرف پایین می برد اکسیژن لایه های عمیق را تامین می کند.
بالاخره جریان های اقیانوسی با خود گرما و یا سرما حمل کرده از این راه اقلیم سراسر دنیا را کنترل می کنند.
جریانهای بزرگ سطحی
اقیانوس اطلس
در دو طرف منطقه آرام استوایی بادهای آلیزه آبهای سطحی اقیانوس را به سمت مغرب میراند، در نتیجه دو جریان در طرفین استوا ایجاد میشود. این دو به نام جریان استوایی شمالی و جریان استوایی جنوبی موسومند. بین این دو جریان ، جریان دیگری در جهت مخالف دیده میشود که آن را ضد جریان استوایی نامیدهاند. توده عظیمی از آب که بوسله جریانهای استوایی شمال و جنوب استوا به سواحل آمریکا حمل میشود، اختلاف سطح زیادی ایجاد میکند. بالا آمدن سطح دریا در خلیج مکزیکو از عوامل مهم در پیدایش سیستم جریان گلف استریم است.
اقیانوس آرام
در اقیانوس آرام جریان استوایی بین مدار 9 الی 25 درجه شمالی حرکت میکند. این جریان از جنوب مکزیک شروع شده به سمت غرب رفتهرفته قویتر میشود. در مغرب اقیانوس آرام در اثر برخورد به جزایر فیلیپین به دو شاخه تقسیم میشود. شاخه شمالی به تبعیت از برآمدگی جزایر ریوکیوتا جنوب ژاپن پیش میرود و از آنجا به مشرق بر میگردد. این شاخه که قویتر از شاخه جنوبی است، جریان کوروشیو (Kuroshio) نام دارد. در اقیانوس آرام جنوبی به علت وجود برجستگیها و جزایر بیشمار مسیر جریانهای اقیانوسی به اندازه سایر مناطق منظم نیست و اساسا کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است .
مسير حركت كوروشيو
اقیانوس هند
در اقیانوس هند نقش باد در تشکیل جریانها به روشنی دیده میشود. در این اقیانوس جهت و سرعت جریانها به تبعیت از بادهای موسمی تغییر میکند. در زمستان نیمکره شمالی در شمال استوا جریانی به سوی غرب از جنوب خلیج بنگال و دریای عمان گذشته به سواحل سومالی میرسد. در جنوب از حدود خط استوا تا شش درجه عرض جنوبی ضد جریان استوایی از غرب به شرق حرکت میکند. این جریان از برگشت جریان قبلی تشکیل شده که در منطقه آرام استوایی جریان دارد.
حوضه قطب شمال در اطراف خشکی قطب جنوب
در حوضه قطب شمال حرکت آبها مدار بستهای را تشکیل میدهد که یک جهت حرکت آن بر خلاف جهت حرکت عقربههای ساعت است. از این جریان بزرگ سه جریان انحرافی به طرف جنوب منشعب میشود و یکی از طریق دریای برینگ به اقیانوس آرام و دو جریان به نامهای گرینلند شرقی و لابرادور به اقیانوس اطلس وارد میشود.
در اطراف خشکی قطب جنوب دو جریان گردابی در جهت عکس یکدیگر در حرکت است. جهت آنها با جهت بادهای غربی و بادهای شرقی مطابقت میکند. جریان غربی در مجاورت قاره و جریان شرقی در شمال آن است. حد فاصل بین این دو جریان منطقه واگرای قطب جنوب است که در آنجا آبهای اعماق به طرف بالا جریان دارد.
جریان عمقی اقیانوسها
جریانهای گرم سطحی هر مسیری داشته باشند، بالاخره آب خود را به نواحی قطبی میبرند. این آب در نواحی قطبی سرد و سنگین شده پس از اینکه در اعماق فرورفت به طرف استوا جریان مییابند. کیفیت جریانهای عمقی بطور دقیق معلوم نشده است. به نظر میرسد که در اعماق زیاد ، جریانهایی با سرعت خیلی کم وجود داشته باشد، ولی در اعماق کم جریانهایی کشف نشده که دارای سرعت قابل توجهی است.
گلف استریم
گلف استریم ، رودخانه عظیم و مرموزی است که در اقبانوس نیلگون اطلس جاری است و یکی از عظیم ترین و نیرومند ترین جرانهای آب دنیا محسوب می شود . این جریان جالب در هرساعت قریب یک صد میلیارد متر مکعب را با سرعتی بهت آور در میان تنگه های کرانه فلوریدا سرازیر
می کند و رودخانه های عظیم آمازون و میسی سی پی در برابر عظمت این جریان آب گرم به منزله رودهای کوچکی هستند .
عظمت گلف استريم
حرارت جریان آب گرم گلف استریم مساوی حرارتی است که از سوزاندن دو میلیون تن ذغال بدست می آید .
شدت و قدرت حرارت این جریان مرموز به حدی است که قادر است هوای تمام ممالک شمالی اروپا را گرم کند . اگر فرضاً مقدار 15 درجه از حرارت این رودخانه کاسته شود . احتمالا تمام ممالک شمالی اروپا مخصوصا انگلستان مسکن اسکیموها خواهد شد .
جريان آب گرم گلف استريم موجب مي شود آب هاي گرم استوايي به عرض هاي جغرافيايي بالاتر جابه جا شده و درنتيجه به عنوان مثال، هواي زمستاني در سواحل انگلستان گرم تر باشد.
مناطق پر رنگ ونشان دهنده جريان گرم گلف استريم است.
قدرت عظیم این جریان
در قرن 16 یکی از دریانوردان معروف جهان هنگام مسافرت به فلوریدا متوجه شد که کشتیش با اینکه در جهت باد موافق در حرکت است ، به عقب کشیده می شود و این موضوع برای این دریانورد بینهایت تعجب آور بود ، دریانوردان انگلیسی نیز که از کندی غیر قابل انتظار حرکت کشتی ها خود به ستوه آمده بودند از بنیامین – فرانکلین چاره جوئی نمودند . و او پس از تبادل نظر با چند تن از دریا نوردان ماهر موفق به تنظیم نقشه جریان آب گلف استریم شد و از تنظیم نقشه گلف استریم چنین نتیجه گرفته شد که اگر کشتیها از روی این جریان گرم به سوی اروپا حرکت کنند دو هفته زودتر به مقصد خواهند رسید .
علت وجود گلف استریم
بنیامین فرانکلین علت وجود گلف استریم را چنین استنباط نموده است : در اثر وزش باد ثابتی از آمریکا به سوی مغرب ، آبهای گرم خلیج مکزیک روی هم انباشته می شوند ، در نتیجه سطح آبهای گرم خلیج مکزیک نسبت به اقیانوس مجاور چند اینچ بلندتر می شود این آبها طبیعتاً مخرجی باید بیابند تا خود را از این تراکم خلاص کنند و ناچار از بین شکاف بین تنگه فلوریدا و کوبا که دارای 29 مایل عرض و 250 پا عمق می باشد . با سرعت عبور کرده و سپس مسافرت مرموز و بهت آور 5000 مایلی خود را به سمت کشورهای اسکاندیناوی شروع می نماید .
هنگامیکه جریان گلف استریم به اروپا می رسد ، به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود قسمت شمالی آن به اقیانوس هند شمالی ریخته و قسمت جنوبی آن مجدداً مسیر بهدهای گرم آمریکا را پیش گرفته و به طرف خلیج مکزیک رهسپار و مجدداً حرارت اولیه خود را به دست می آورد .بنا بر این گلف استریم را می تواند به یک رود عظیمی تشبیه نمود که طول آن 12000 مایل می باشد طبق عقیده دانشمندان سه سال وقت لازم است تا گلف استریم مسافرت دورانی خود را طی نماید . برای اثبات این موضوع دانشمندان مزبور هزار ها بطری محتوی نامه بزبانهای مختلف روی جریان گلف استریم انداخته اند تا توانسته اند طول و مسیر آنرا پیدا کنند .
جهان دانش هنوز از اطلاعیه که در باره جریان آب گرم گلف استریم به دست آمده است قانع نشده است و برای کشف علل آن ناگزیر است راه های طویلی را بپیماید .
سایر جرایانهای معروف دریائی
1- آب سرد لابرادور – از شمال شرقی اقیانوس اطلس به طرف جنوب غربی ( سواحل آمریکا )
2- جریان خلیج – از جنوب غربی اقیانوس اطلس به طرف ساحل شرقی ( به سواحل اروپایی غربی )
3- جریان فالکاند – از مشرق اقیانوس اطلس به مغرب
4- جریان بنگاله
5- جریان دریفت
6- جریان اپولینگ
7- جریان کوروشیو
اقيانوسها و درياها مجموعه واحدي تشکيل مي دهند در نظر اول حرکت قسمتي از آب در داخل آن ، بدون اينکه با آبهاي ديگر مخلوط شود، بعيد به نظر مي رسد. اما واقعيت اين است که آب اقيانوسها به شکل توده اي مجزايي است که هر يک داراي صفات مخصوص به خود بوده و به آساني با يکديگر مخلوط نمي شود. اختلاف بين توده هاي آب در غلظت آنهاست که تابع درجه شوري و درجه حرارت است.
● تاريخچه
وجود جريان در اقيانوسها توسط دريانوردان کشف شده است. در اوايل قرن هيجدهم ناخدايان کشتيهاي تجارتي آمريکا از وجود گلف استريم و مسير آن با خبر بودند و موقع سفر به اروپا از نيروي آن استفاده مي کردند. اولين طرح از جريان گلف استريم در سال ۱۷۷۰ ميلادي بوسيله بنيامين فرانکلين منتشر شد. در آن طرح جريان گلف استرم به صورت رودي عريض که در اقيانوس حرکت مي کند، ترسيم شده است.
● عوامل ايجاد کننده جريان هاي اقيانوسي
عوامل مختلفي در ايجاد جريانها شرکت دارد، ولي نقش عمده با بادهاي غالب است. در قلمرو بادهاي غالب جهت جريانهاي سطحي با جهت باد يکي است. برخورد جريانها به سواحل يا برآمدگيهاي زير آب مسير آنها را عوض مي کند. علاوه بر آن جريانهاي اقيانوسي نيز مثل هر متحرک ديگر در سطح زمين ، از نيروي کوريوليس متاثر مي شوند.
در حوضه قطب شمال تبخير به علت سرماي زياد فوق العاده ناچيز است از طرف ديگر رودهاي بزرگ آسيا و اروپا مقدار زيادي آب به آن وارد مي کند در نتيجه سطح آن نسبت به سطح عمومي کمي بالاتر است و به همين علت اختلاف سطح جريانهاي ي ايجاد مي شود که آبهاي اضافي را به اقيانوس اطلس و آرام تخليه مي کند.
در درياي مديترانه تبخير بيشتر از ميزان آبي است که بوسيله رودها و باران به آن وارد مي شود. در نتيجه براي جبران اين کمبود آبهاي اقيانوس اطلس در سطح به طرف مديترانه جريان مي يابد. آبهاي گرم و شور گلف استريم وقتي به آبهاي سرد قطبي مي رسد در اثر سرد شدن سنگين تر شده به اعماق فرو مي رود. جايي که دو جريان اقيانوسي به همديگر نزديک مي شوند آبها به عمق مي رود و برعکس در جايي که دو جريان از هم دور مي گردد آبهاي اعماق به سطح اقيانوس بالا مي آيد.
● جريانهاي بزرگ سطحي
۱) اقيانوس اطلس
در دو طرف منطقه آرام استوايي بادهاي آليزه آبهاي سطحي اقيانوس را به سمت مغرب مي راند، در نتيجه دو جريان در طرفين استوا ايجاد مي شود. اين دو به نام جريان استوايي شمالي و جريان استوايي جنوبي موسومند. بين اين دو جريان ، جريان ديگري در جهت مخالف ديده مي شود که آن را ضد جريان استوايي ناميده اند. توده عظيمي از آب که بوسله جريانهاي استوايي شمال و جنوب استوا به سواحل آمريکا حمل مي شود، اختلاف سطح زيادي ايجاد مي کند. بالا آمدن سطح دريا در خليج مکزيکو از عوامل مهم در پيدايش سيستم جريان گلف استريم است.
۲) اقيانوس آرام
در اقيانوس آرام جريان استوايي بين مدار ۹ الي ۲۵ درجه شمالي حرکت مي کند. اين جريان از جنوب مکزيک شروع شده به سمت غرب رفته رفته قويتر مي شود. در مغرب اقيانوس آرام در اثر برخورد به جزاير فيليپين به دو شاخه تقسيم مي شود. شاخه شمالي به تبعيت از برآمدگي جزاير ريوکيوتا جنوب ژاپن پيش مي رود و از آنجا به مشرق بر مي گردد. اين شاخه که قويتر از شاخه جنوبي است، جريان کوروشيو (Kuroshio) نام دارد. در اقيانوس آرام جنوبي به علت وجود برجستگيها و جزاير بيشمار مسير جريانهاي اقيانوسي به اندازه ساير مناطق منظم نيست و اساسا کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.
۳) اقيانوس هند
در اقيانوس هند نقش باد در تشکيل جريانها به روشني ديده مي شود. در اين اقيانوس جهت و سرعت جريانها به تبعيت از بادهاي موسمي تغيير مي کند. در زمستان نيمکره شمالي در شمال استوا جرياني به سوي غرب از جنوب خليج بنگال و درياي عمان گذشته به سواحل سومالي مي رسد. در جنوب از حدود خط استوا تا شش درجه عرض جنوبي ضد جريان استوايي از غرب به شرق حرکت مي کند. اين جريان از برگشت جريان قبلي تشکيل شده که در منطقه آرام استوايي جريان دارد.
● حوضه قطب شمال در اطراف خشکي قطب جنوب
در حوضه قطب شمال حرکت آبها مدار بسته اي را تشکيل مي دهد که يک جهت حرکت آن بر خلاف جهت حرکت عقربه هاي ساعت است. از اين جريان بزرگ سه جريان انحرافي به طرف جنوب منشعب مي شود و يکي از طريق درياي برينگ به اقيانوس آرام و دو جريان به نامهاي گرينلند شرقي و لابرادور به اقيانوس اطلس وارد مي شود.
در اطراف خشکي قطب جنوب دو جريان گردابي در جهت عکس يکديگر در حرکت است. جهت آنها با جهت بادهاي غربي و بادهاي شرقي مطابقت مي کند. جريان غربي در مجاورت قاره و جريان شرقي در شمال آن است. حد فاصل بين اين دو جريان منطقه واگراي قطب جنوب است که در آنجا آبهاي اعماق به طرف بالا جريان دارد.
● جريان عمقي اقيانوسها
جريانهاي گرم سطحي هر مسيري داشته باشند، بالاخره آب خود را به نواحي قطبي مي برند. اين آب در نواحي قطبي سرد و سنگين شده پس از اينکه در اعماق فرورفت به طرف استوا جريان مي يابند. کيفيت جريانهاي عمقي بطور دقيق معلوم نشده است. به نظر مي رسد که در اعماق زياد ، جريانهاي ي با سرعت خيلي کم وجود داشته باشد، ولي در اعماق کم جريانهاي ي کشف نشده که داراي سرعت قابل توجهي است.
● مشهورترين جريان عمقي
در اکثر تنگه ها و گذرگاههايي که درياها را به اقيانوسها و يا به يکديگر وصل مي کند جريانهاي عمقي در جهت عکس جريانهاي سطحي وجود دارد. از همه مشهورتر جريان عمقي تنگه جبل الطارق است که در جريان جهاني جنگ دوم زير درياييهاي ايتاليا با خاموش کردن موتور خود بوسيله اين جريان بدون سر و صدا وارد اقيانوس اطلس مي شوند.
برگرفته از: قطب اقلیم ۸۹
شاید مهمترین نمونه اثر کریولیس در اندازههای بزرگ دینامیکی اقیانوسها و اتمسفر باشد . در علوم جو و اقیانوس، استفاده از یک مختصات چرخان که در آن زمین ثابت فرض شود معمول و مناسب است . نیروهای موهوم کریولیس و گریز از مرکز در این زمان میبایست معرفی شوند . ارتباط آنها به وسیله عدد روسبی تعیین میشود . گردبادها دارای عدد روسبی بالایی میباشند، بنابراین نیروی کریولیس ناچیزی دارند و مورد بحث قرار نمیگیرند . در مبحث بعدی مناطق کمفشاری هستند که نیروی کریولیس در آنجا بسیار مهم میباشد .
جریان حول منطقه کم فشار
هنگامی که یک منطقه کم فشار در جو شکل میگیرد، هوا تمایل به بالا رفتن از آن دارد، اما به صورت عمودی با سرعت و به وسیله نیروی کریولیس منحرف میشود . یک سیستم متعادل میتواند خودش را با جابجایی چرخشی، یا یک هوای چرخشی پایدار سازد . زیرا عدد روسبی کوچک میباشد، تعادل نیرو قویاً نیروی گرادیان فشاری که سرعت بالای ناحیه کم فشار فعالیت میکند و نیروی کریولیس که در فاصله دورتر از مرکز کم فشار فعالیت میکند . به جای جریان پایین گرادیان، مقیاس بزرگ حرکتی در اتمسفر و اقیانوس متمایل به عمود بودن با گرادیان فشاری میباشد . این مبحث به جریان ژئوستروفیک معروف میباشد . در یک سیاره غیر چرخشی، جریان قادر است در جهت مستقیم، سریعاً از گرادیان فشاری خارج شود . قابل ذکر است که تعال ژئوستروفیکی، با حرکت اینرسی بسیار متفاوت بوده که نشان میدهد که سیکلونها (چرخههای باد) در عرضهای میانه یک مرتبه بزرگتر از منحنی اینرسی جریان میباشد . این شیوهٔ انحراف، و جهت جابجایی به قانون Buys-Ballot معروف میباشد . در اتمسفر، شکل جریان سیکلون نامیده میشود .
در نیمکره شمالی جهت حرکت حول منطقه کم فشار به صورت پاد ساعتگرد و در نیمکره جنوبی، جهت حرکت ساعتگرد میباشد زیرا دینامیک چرخشی یک تصویر وارونه میباشد . در ارتفاع بالا، پراکندگی هوا به سمت خارج و در جهتهای مخالف چرخش میکند . سیکلونهای به ندرت در طول استوا شکل میگیرند و منجر به نیروی کریولیس ضعیفی در منطقه مورد نظر میشوند .
اثر Eotvos
اثر کاربردی نیروی کریولیس که موجب مولفه افقی شتاب میشود به وسیله حرکت افقی ایجاد میشود . در ایجاد دیگر مولفههای نیروی کریولیس نیز موجود میباشد . در حرکت رو به شرق جسم به سمت شمال منحرف میشود . (احساس سبکی)، در حالی که در حرکت به سمت غرب، جسم رو به پایین منحرف میشود (احساس سنگینی) . این اثر به اثر اِتووُس معروف میباشد . این مولفه نیروی کریولیس در نزدیک استوا بیشتر میباشد . نیرویی که توسط این اثر تولید میشود، مشابه مولفه افقی میباشد، اما بیشتر نیروهای عمودی به سبب جاذبه و فشار میباشد، بدین معنی که این نیرو از لحاظ دینامیکی مهم نمیباشد . در اضافه جسمهایی که به سمت بالا یا پایین حرکت میکنند، به ترتیب به سمت مغرب یا مشرق منحرف میشوند . این اثر در نزدیک استوا بیشتر است . زمانی که جابجایی عمودی از لحاظ وسعت و مدت زمان محدود میباشد، اندازه نیرو بسیار کوچک بوده و نیازمند مختصر کردن اجزا برای پیدا کردن آن میباشد .
موشکهای بالستیک و ماهوارهها
به نظر میرسد که موشکهای بالستیک و ماهوارهها، هنگامی که مسیر حرکت آنها را بر روی نقشه رسم میکنیم در یک مسیر منحنی حرکت میکنند، زیرا زمین کروی بوده و کوتاهترین فاصله بین دو نقطه بر روی سطح زمین، به صورت یک خط مستقیم نمیباشد . هر نقشه دو بعدی (تخت) نیازمند خم کردن برای انحنای سطح زمین میباشد . (سه بعدی) معمولاً در نقشه برجسته نما(دارای نصفالنهارات متوازی) این انحنا در مجاورت قطبها افزایش مییابد . برای مثال در نیمکره شمالی، موشک باستیک که به سمت هدف دور دستی در سمت بالا پرتاب میشود، که از کوتاهترین مسیر ممکن استفاده میکند (یک دایره بزرگ) بر
روی نقشه به سوی مسیر شمال در خط مستقیم به سمت هدف به نظر میرسد و سپس منحنی به سمت بالای استوا بر میگردد . این حالت اتفاق میافتد، زیرا عرضهای جغرافیایی، که در بیشتر نقشههای دنیا تحت پوشش خطوط افقی مستقیم میباشند، در واقع در روی سطح کره به صورت منحنی میباشند، که با نزدیک شدن به قطب کوچکتر میشوند . در حقیقت، یک نتیجه حالت کروی زمین، اگر هم این درست باشد که زمین نمیچرخد، نیروی کریولیس، مطمئناً نشان داده میشود اما اثرش بر روی مسیر رسم شده بسیار کوچک میباشد . نیروی کریولیس در شناسایی خصوصیات مسیر گلوله برای محاسبه منحنی مسیر طولانی گلوله توپ بسیار مهم میباشد . مهمترین نمونهٔ تاریخی این مسئله بمباران پاریس بود که در جنگ جهانی اول توسط ژرمنها در بمباران پاریس در فاصله ۱۲۰ کیلومتری (۷۵ mi) مورد استفاده قرار گرفت .
منبع:ویکی پدیا
فصل اول
1- محيط طبيعي چگونه به وجود آمده است؟
2- وظيفه ي انسان در ارتباط با محيط طبيعي چيست؟
3- اجزاي سياره زمين را نام ببريد.
4- برخورد انسان با طبيعت در محيطهاي گوناگون چگونه است؟ با ذكر متال توضيح دهيد.
5- بهره برداري از منابع طبيعي در شرايط و محيطهاي مختلف چگونه است؟
6- مهمترين اجزاي محيط طبيعي را نام ببريد.
7- پديده ي انساني را تعريف كنيد.
8- پديده ي طبيعي را تعريف كنيد.
9- چگونه رابطه ي انسان با محيط در طول زمان تغيير كرده است؟ با ذكر مثال
10- چه زماني رابطه انسان با محيط دچار مشكل مي شود؟ با ذكر مثال توضيح دهيد.
11- دانش جغرافيا چگونه دانشي است؟
12- هدف علم جغرافيا را بنويسيد.
13- چرا جغرافيا با ديد تركيبي يا كل نگري به مطالعه و بررسي موضوعات مي پردازد؟
14- با ذكر يك مثال بنويسيد كه چگونه جغرافيا با ديد تركيبي موضوعات را بررسي مي كند؟
15- منظور از كل نگري يا ديد تركيبي چيست؟
16- تعيين ................يكي از كاربردهاي مهم دانش جغرافيا است.
17- جغرافيدان اطلاعات خود را از كدام منابع بدست مي آورد؟
18- براي شناخت وضعيت آب و هواي يك ناحيه و تهيه ي آمار و اطلاعات چندين ساله به كجا مراجعه مي شود و به چه اطلاعاتي نياز داريم؟
19- نقشه ها قابليت نمايش پراكندگي عوارض و ..................و ..............را دارند.
20- جزئيات در كدام نقشه ها بهتر نمايش داده مي شود؟
21- كدام نقشه ها پهنه ي وسيعي را نمايش مي دهد؟
22- كاربرد عكسهاي هوايي را بنويسيد؟
23- كارايي عكسهاي هوايي چه زماني بهتر معلوم مي شود؟
24- دو ويژگي تصاوير ماهواره اي را بنويسيد.
25- در تصاوير ماهواره اي چه عوارضي به خوبي مشخص مي شوند؟
26- چرا تصاوير ماهواره اي ديد تركبي بدست مي دهند؟
27- جغرافيا به چگونگي .....................در مكانهاي مختلف مي پردازد و سعي در ارائه ي راهكارهاي مناسب براي .............دارد.
28- جغرافيدان سعي مي كند رابطه ي انسان با محيط يك رابطه ي .........و ...........باشد.
رانش زمین چیست؟
رانش زمین و رانش گل حوادثی محلی هستند و معمولا به صورتی غیرمنتظره رخ میدهند.
این رانشها هنگامی رخ میدهد که باران شدید یا ذوب شدن سریع برف یا یخ یا سرریز شدن آب یک دریاچه آتشفشانی باعث میشود مقادیر زیادی خاک، سنگ، شن یا گل به سرعت در دامنه کوه سرازیر شوند، به خصوص اگر دامنه کوه برهنه باشد یا آتش سوزی جنگل یا بیشههای آن را نابود کرده باشد.
سرعت رانش این مواد ممکن است به 50 کیلومتر در ساعت برسد و میتواند انسانها، اشیا یا ساختمانها را مدفون کند، در هم بکوبد یا به خود با پایین کوه ببرد.
در سال 1999 در ونزوئلا پس از دو هفته بارش مداوم باران، رانش زمین و رانش گل از یک کوه شهرکهای مسیرش را در هم کوبید و باعث مرگ حدود 15000 نفر شد.
آنتی سیکلون یا پر فشار چیست؟
مناطق پرفشار، مدور و غیرمنظم را که جهت حرکت آنها در جهت حرکت عقربههای ساعت است، واچرخند یا آنتی سیکلون مینامند
از آنجا که جهت حرکت باد در آنتی سیکلونها بر خلاف جهت حرکت باد در سیکلونها میباشد بنابراین به آن حرکت، واچرخندی و چنین سیستمی را سیستم واچرخندی میگویند.
آنتی سیکلونها در شرایط هوا و اقلیم نقش بسیار مهمی دارند.
از نظر دینامیک، آنتی سیکلونها از بسیاری جهات شبیه سیکلونها هستند. در واقع میتوان گفت آنتی سیکلونها مراکز پرفشار بوده و حرکت هوا در آنها از مرکز به اطراف و از بالا به پایین بوده و در نیمکره شمالی گردش هوا در آن در جهت حرکت عقربههای ساعت و در نیمکره جنوبی بر خلاف جهت حرکت عقربههای ساعت میباشد.

همانطور که فعالیتهای چرخندی توام با ایجاد بادهای نسبتا قوی میباشند، واچرخندهای قوی نیز با جریانهای هوای سرد و چگالی که از قطب به طرف عرضهای جغرافیایی پایین حرکت میکنند، به راه میافتند و بادهای قوی را در این مدارها ایجاد میکند که به آن باد شمالی (Norther) گفته میشود.
سیکلون یا مرکز کم فشار چیست؟
یک چرخند یا سیکلون، منطقهای است از هوای کم فشار و تقریبا دایرهای شکل که قطر آن ممکن است به صدها کیلومتر برسد.
این منطقه از هوا در نیمکره شمالی در خلاف جهت عقربههای ساعت و در نیمکره جنوبی در جهت حرکت عقربههای ساعت در چرخش میباشد؛ در چنین ناحیهای کمترین مقدار فشار جوی در مرکز بوده و در امتداد شعاع و به طرف خارج از مرکز مقدار فشار افزایش مییابد؛ در واقع سیکلون یک مرکز کم فشار است.

هرچند باد تحت تاثیر گرادیان فشار (اختلاف فشار بین دو مرکز فشار) به جریان میافتد اما در سیکلون، جریان هوا تحت تاثیر نیروی اصطکاک، کوریولیس و نیروی گریز از مرکز به جای اینکه به طور مستقیم به سمت مرکز کم فشار باشد در امتداد خطوط هم فشار میوزد و با جهت گرادیان فشار زاویه نسبتا بزرگی میسازد.

در نیمکره شمالی به حرکت پادساعتگرد، گردش چرخندی (Cyclonic Circulation) گفته میشود نکته قابل توجه اینکه چرخند بر خلاف آنچه از نامش تداعی میشود هیچ توفان مخرب و خطرناکی را ایجاد نمیکند بلکه تنها یکی از الگوهای متعارف آب و هوایی عرضهای میانی است.
گرچه گرادیانهای شدید فشار در مناطق کم فشار عرضهای میانی، وزش بادهای شدیدی را یه دنبال میآورد؛ اما این بادها را نباید با توفندها و یا چرخندهای حارهای یکی دانست
برگرفته از:وبلاگ جغرفیای ایران
همزمان با بیرون جستن یکی از بزرگترین فورانهای خورشیدی، یک رصدگر آماتور فرانسوی به صورت اتفاقی توانست تصویر این شعله بزرگ را به ثبت برساند.
به گزارش خبرگزاری مهر، این رصدگر فرانسوی از یکی از بزرگترین شعله های خورشیدی لکه خورشیدی 1302، یکی از فعالترین گروه های لکه های خورشیدی، تصویری شگفت انگیز به ثبت رسانده است.
لکه خورشیدی به واسطه فعالیتهای شدیدی مغناطیسی بر روی خورشید ایجاد می شوند. تصویر جدید که در تاریخ 22 سپتامبر 2011 توسط "ژان پیر براهی" به ثبت رسیده است، نشان می دهد پلاسمای خورشیدی با خواص مغناطیسی که دارد پس از اینکه لکه خورشیدی 1302 شعله ای از نوع X را ایجاد کرده، بر بالای خورشید معلق شده است.

در این تصویر به منظور نمایش بزرگی این شعله خورشیدی تصویری از کوچکی زمین در برابر عظمت خورشید قرار داده شده است. شعله های خورشیدی توفانهای قدرتمند بر روی سطح خورشید هستند که در پی ذخیره شدن انرژی در میدانهای مغناطیسی در هم پیچیده ایجاد شده و به صورت ناگهانی آزاد می شوند.
بر اساس گزارش ان بی سی، خورشید در حال حاضر دوران فعالیت 11 ساله خود را سپری می کند و انتظار می رود این ستاره عظیم در سال 2013 به بالاترین سطح از فعالیت خود برسد.
منبع:http://farsi.nojumi.org

جك ليساور، دانشمند سيارهشناس و عضو گروه علمي تلسكوپ فضايي كپلر در مركز تحقيقات فضايي اميز ناسا در گفتگو با بخش خبري ناسا گفت: «منظومه سيارهاي كپلر11 بسيار هيجانانگيز است. هم بهشكل جالبي جمعوجور است، هم تخت است (همه سيارات شبيه به منظومهشمسي در يك صفحه دوران ميكنند) و از همه جالبتر اينكه تعداد زيادي از سيارات غولپيكر در فاصله نزديكي از ستاره خود دوران ميكنند. ما اصلا فكرش را هم نميكرديم كه چنين منظومهاي بتواند وجود داشته باشد».
به عبارت دقيقتر، كپلر11 كاملترين و فشردهترين منظومه سيارهاي شناخته شده پس از منظومهشمسي است.
ليساور ادامه داد: «تاكنون ستارگان معدودي را شناختهايم كه يك سياره از مقابلشان عبور كند، ولي كپلر11 اولين منظومهاي است كه بيش از 3 سياره آن از مقابل قرص ستاره مركزي عبور ميكنند. مطمئنا خيلي كمتر از 1درصد از ستارگان كهكشان داراي منظومههايي شبيه به كپلر11 هستند، اما مشخص نيست كه اين نسبت يك در هزار، يك در دههزار و يا يك در ميليون باشد. دليلش هم اين است كه اين منظومه فعلا تنها منظومه در نوع خود است».

تمام سياراتي كه بهدور ستاره كپلر11 دوران ميكنند، از زمين بزرگترند و بزرگترين آنها در ابعاد اورانوس يا نپتون (با قطر 4 برابر زمين است. نزديكترين اين سيارات، كپلر11ب دهبرابر از زمين به خورشيد نزديكتر است و در فاصله 15 ميليون كيلومتري دوران ميكند و خارجيترين آنها، كپلر11جي در نصف فاصله زمين از خورشيد يعني 75 ميليونكيلومتري دوران ميكند. پنج سياره اول بين 10 تا 47 روز طول ميكشد تا يك بار به دور ستارهشان بگردند و اين زمان براي دورترين سياره 118 روز طول ميكشد.
بدين ترتيب در مقايسه با منظومه شمسي، پنجسياره از اين منظومه از سياره عطارد نيز به ستارهشان نزديكترند و سياره ششم در فاصله بين مدار سيارات عطارد و ناهيد جاي ميگيرد.
اندازهگيريهاي دقيقتر نشان ميدهد اين سيارات جزو كوچكترين سيارات فراخورشيدي كشفشده دستهبندي ميشوند. اين سيارات تركيبي از سنگ و گاز هستند؛ بيشتر جرم آنها را هسته سنگي تشكيل ميدهد، اما بيشتر حجم سياره مربوط به مواد گازي است.
هرچند زمان زيادي از كشف اين منظومه سيارهاي نگذشته، اما دانشمندان احتمال ميدهند با مطالعات دقيقتر و طولانيتر بتوان سياره هفتم و شايد سيارات ديگري را در فواصل دورتر از اين ستاره كشف كنند. البته فاصله سيارات تازهكشفشده تا ستاره مركزي بهقدري نزديك است كه بعيد بهنظر ميرسد اين سيارات توانايي ميزباني از حيات را داشته باشند».
برگرفته از : انجمن کاوشگران کیهان
تاريخچه تحول GIS
تعاریف GIS
حیطه های GIS
و ........
شناخت انواع ابرها -
Cirrus (سیروس) Cirrostratus (سیرو استراتوس) Cirrocumulus (سیرو کومولوس) Altocumulus (التو کومولوس) Altostratus (التو استراتوس) Stratocumulus (استراتو کومولوس) Stratus (استراتوس) Cumulus (کومولوس) Cumulonimbus (کومولو نیمبوس) Nimbostratus (نیمبو استراتوس)
![]()
شناخت نوع ابرهای تشکیل شده در آسمان فواید زیادی برای طبیعت گردان و کوهنوردها دارد که مهمترین آن قدرت پیش بینی شرایط جوی و تصمیم گیری صحیح تر است. هر چند در ارتفاعات بلند سرعت شکل گیری و دگرگونی ابرها شاید انقدر سریع باشد که عملا فرصت چنین کاری را نداشته باشیم اما با داشتن این دانش می توانیم در برخی برنامه های کوهنوردی و سایر برنامه های طبعت گردی مثل جنگل نوردی ، دره نوردی و کویر نوردی هم بهتر تصمیم بگیریم و هم از دیدن ابرها و دانستن نام و عملکرد آنها لذت بیشتری از این زیبایی بالای سرمان ببریم. متن زیر حاصل تحقیق و ترجمه چند روزه در سایتهای معتبر هواشناسی و دانشنامه های مرجع است که جمع آوری و ترجمه کردم .امیدوارم لذت ببرید.
طبقه بندی عمومی ابرها بر اساس شکل :
چهار دسته بندی پایه برای ابرهای تشکیل شده در جو زمین وجود دارد که بدین شرح است:
Cirro-form(سیروس) :

سیرو در لاتین به معنای پیچ و تاب زلف است. این دسته ابرها در ارتفاع بالای جو زمین بالای 6 هزار متر تشکیل می شوند و عموما از کریستالهای بسیار ریز یخ به وجود می آیند. ظاهری عموما باریک و سفید دارند ولی به هنگامی که خورشید در افق ارتفاع کمی دارد می توانند دسته های رنگارنگ در آسمان تشکیل دهند. سیروس ها عموما در هوای صاف ظاهر می شوند و با شکل خود جهت حرکت جریانهای هوای بالایی جو را نشان می دهند.
Nimbo-form (نیمبو) :

نیمبو در لاتین به معنای باران است. این دسته ابرها عموما در ارتفاع مابین 2100 تا 4600 متر تشکیل می شوندو باعث بارش بارانهای یکنواخت و مداوم می شوند. چنانچه ابر ضخیم باشد به هنگام بارش قسمتهای پایینی ابر به سمت زمین می آیند.
Cumulo-form (کومولو) :

کومولو در لاتین به معنای توده و کپه است. این ابرها شبیه گلوله های پف کرده پنبه ای هستند و شکل آنها بیانگر حرکت عمودی جریانهای گرم به سمت بالای جو زمین است . مقدار تراکم و رطوبت ابر با پایین ابر که به شکل تخت است ارتباط دارد به این نحو که هرچه این ویژگیها بیشتر باشد ابر بلند قد تر است و پایین تخت ابر در قسمت پایین قرار می گیرد .گاهی قله این ابرها می تواند به بالای 18 هزار متری جو نیز برسد.
Starto-form (استراتو) :
![]()
استراتو در لاتین به معنای لایه ، پتو و روکش است. این ابرها می توانند مانند یک روکش کل آسمان را بپوشانند و آسمان را اغلب گرفته و خاکستری می کنند. پایین ان ابرها معمولا کمتر از 500 متر با زمین فاصله دارند و در تپه ها و کوهها ممکن است به آنها مه بگویند در صورتی که ابر هستند.
بر اساس این چهار شکل کلی ، ابرها به 10 گروه اصلی مختلف بر اساس شکل و ارتفاعی که تشکیل می شوند طبقه بندی شده اند. هرچند هر کدام از این گروهها خود دارای زیر گروههای مختلفی است که گاه به بیش از 10 زیر گروه هم میرسد اما در اینجا فقط به ذکر همین دسته های عمومی که برای شناسایی ابرها کفایت می کنند می پردازم و از بیان اسامی و توضیحات تخصصی هواشناسی پرهیز می کنم. فقط در مورد ابر خطرناک و متفاوت Cumulonimbus (کومولو نیمباس) چون اشکال زیرگروه آن تفاوتهای زیادی دارند آنها را نیز معرفی می کنم.
1. Cirrus (سیروس) : بالای 6 هزار متری و از کریستالهای ریز یخ تشکیل می شود. شکل ظاهری آنها باریک و کشیده و کم پشت است شبیه رشته های نخی یا رشته های پر یا رشته های موی مجعد و سفید رنگ. اگر این نوع ابر به صورت تک تک و پراکنده در آسمان باشد به معنای هوای صاف و پایدار است اما دسته های انبوه این نوع ابر علامت نزدیک شدن باران است.
2. Cirrostratus (سیرو استراتوس): این ابرها به شکل رشته های باریک سطح آسمان را می پوشانند و از کریستالهای یخ تشکیل شده اند. گاهی اوقات در اطراف ماه یا خورشید هاله نورانی به وجود می آورند . اغلب اوقات به خصوص زمانی که در آسمان هاله نورانی تشکیل می دهند علامت بارندگی در 8 تا 24 ساعت آینده هستند.
3. Cirrocumulus (سیرو کومولوس): سیروکومولس ها به صورت پولکهای سفید تکه تکه بدون سایه های خکستری ، در ارتفاعات بالای جو همراه با قطرات ریز آب و کریستالهای یخ تشکیل می شوند. این ابرها معمولا خیلی پایدار نیستند و ممکن است به شکل Cirrostratus(سیرو استراتوس) تغیر شکل دهند. تکه های این نوع ابر از آجا که با زمین خیلی فاصله دارند به صورت تکه های کوچک کوچک دیده می شود بر خلاف ابر مشابه شان به نام Altocumulus (التو کومولوس) که در لایه های میانی جو و پایین تر تشکیل شده و تکه های درشت تری داشته و تشکیل سایه نیز می دهند و از طرفی سیرو کومولس ها معمولا با سایر ابرهای سیروس در آسمان ظاهر می شود.
4. Altocumulus (التو کومولوس): این نوع ابر به شکل گلوله های سفید یا خاکستری در یک صفحه یا دسته های تکه تکه در لایه های میانی جو تشکیل می شوند و ظاهری پشمی و خشن دارند. این ابرها تیره تر و بزرگتر از Cirrocumulus (سیرو کومولوس) و کوچکتر از Stratocumulus (استراتو کومولوس) هستند. ظهور این نوع ابر در یک صبح گرم و مرطوب تابستان نشانه وقوع توفان همراه با آذرخش در ادامه روز است. همچنین اگر این ابر به قسمتهای بالاتر برود ممکن است باعث بارندگی شود. یک نکته جالب در مورد این ابر نوع تکه ای و لنزی شکل آن است که اغلب توسط مردم به اشتباه بشقاب پرنده گزارش می شود.
5. Altostratus (التو استراتوس): به شکل لایه خاکستری یکنواخت در لایه های میانی جو تشکیل می شود و تابش نور خورشید را محدود می کند اما اغلب خورشید در آسمان قابل رویت است. به لحاظ رنگ روشن تر از Nimbostratus (نیمبو استراتوس) و تاریک تر از Cirrostratus (سیرو استراتوس) هستند. اگر این ابرها ضخیم باشند احتمال بارندگی وجود دارد.
6. Stratocumulus (استراتو کومولوس): به شکل گلوله های تیره رنگ و گروهی در پایین جو تشکیل می شوند. این ابرها باعث بارندگی های سبک به صورت باران یا برف می شوند اما این نوع ابر غالب اوقات در ابتدا یا انتهای هوایی ناپایدار قرار می گیرد و از اینرو می تواند علامت نزدیک شدن توفان باشد و چنانچه بعد از یک توفان این ابرها ظاهر و شروع به ناپدید شدن کرد به معنای شروع هوایی پایدار و صاف است. به لحاظ ظاهری این نوع ابر با نوع Altocumulus (التو کومولوس) بسیار شبیه است و اغلب در تشخیص این دو اشتباه پیش می آید. یک راه ساده این است که دستمان را به سمت یک تکه ابر منفرد در آسمان بگیریم. چنانچه این تکه ابر اندازه شصت شما باشد ابر از نوع Altocumulus و اگر به انداز کل دست شما یا بزرگتر بود از نوع Stratocumulus است.
7. Stratus (استراتوس): به صورت لایه ای خاکستری یکنواخت در پایین جو تشکیل می شود و معمولا باعث کدر یا محو کردن خورشید می شوند و بسیاری اوقات به دلیل اینکه از کریستالهای یخ تشکیل شده اند باعث تشکیل هاله نورانی اطراف ماه یا خورشید می شوند. این نوع ابر باعث بارندگی های نرم و لطیف باران یا برف شده و از بالا رفتن مه روی زمین یا پایین آمدن ابرهای قسمتهای بالایی به وجود می آید که خود می تواند باعث تشکیل مه نیز بشود.
8. Cumulus (کومولوس): ابرهای تکه تکه گلوله ای شکل که در قسمتهای میانی و پایینی جو تشکیل می شوند. پایین آنها تخت است و بالای آنها شبیه گل کلم یا پنبه است . این ابرها به شکل عمودی رشد می کنند و بالا می روند. ممکن است تنها یا به شکل گروهی تشکیل شوند. این ابر ممکن است باعث بارش باران شود که البته همیشه اینطور نیست. اما این ابر ممکن است در صورت نفوذ پارامترهای جوی دما ، رطوبت و ناپایداری مقدمه تشکیل ابر خطرناک Cumulonimbus (کومولو نیمباس) شود.
9. Cumulonimbus (کومولو نیمبوس): ابرهایی هستند به شکل پف کرده و اغلب تیره رنگ که باعث بروز بارش و توفان شده و در قسمتهای میانی و بالای جو تشکیل می شوند. اشکال مختلفی این نوع ابر دارد:
شکل رایج این نوع ابر به شکل سندان آهنگری است یعنی در بالای ابر مسطح و تخت و کشیده می شود :
به شکل قلمبه قلمبه که لبه های تیز آن نیز گرد شده و تا حدی شبیه Cumulus (کومولوس) شده اما پایین آن تیره رنگ و تاریک است:
به شکل کیسه های آویزان شده در زیر ابر
همراه با گردباد (تورنادو) در پایین ابر
و چندین شکل دیگر که همگی ظاهری مخوف و بزرگ دارند و رنگهای تیره در پایین دارند:
10. Nimbostratus (نیمبو استراتوس): این نوع ابر در پایین جو به صورت لایه ای تاریک و خاکستری تشکیل می شود و یک ابر باران زا می باشد. به خاطر چگالی بالای این ابر اکثر تابش آفتاب را میگیرد و آسمان را تاریک می کند . این ابر نشانه بارندگی معتدل تا بارندگی سنگین می باشد. ممکن است زمانی که Cumulonimbus به صورت وسیع و در ارتفاع پایین آسمان را بپوشاند آنرا با Nimbostratus اشتباه کنید که وجه مشخصه Nimbostratus رنگ روشن تر و بارندگی یکنواخت است.
منابع :
• دانشنامه جهانی ویکیپدیا http://en.wikipedia.org
• سایت آلمانی معرفی ابرها www.clouds-online.com
• سایت دانشگاه ریچموند امریکا http://oncampus.richmond.edu
• کتاب مرجع دریانوردی The Mariner’s Handbook
برگفته از: بیابانها وکویر های ایران
|
|
|
|
|
|
چهل و دو سال پیش در چنین روزهایی٬ سه فضانورد آمریکایی در حالی در اتاق قرنطینه خود استراحت میکردند که مردم سیاره زمین غرق در شادی و افتخار و مبهوت از وارد شدن به عصر جدیدی از تمدن بشری، اخبار لحظه به لحظه سه قهرمان سیارهاشان را تعقیب میکردند. اتفاقی که افتاده بود آنقدر بزرگ و دور از دسترس مینمود که همه را در بهت و حیرت و شوق و شادی فرو برده بود. برای اولین بار در تاریخ بشریت انسانی توانسته بود بر سطح جرمی آسمانی غیر از زمین قدم بگذارد، راه برود و سالم و تندرست به خانه خود، زمین بازگردد. رد پای نیل آرمسترانگ، فرمانده عملیات تاریخی آپولو-۱۱ بر سطح ماه و جمله بینظیرش که میگوید این قدمی کوچک برای یک انسان و گامی بزرگ برای بشریت است، برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند و جاودانه خواهد شد. اما آیا سفر به ماه یک واقعیت تاریخی است و یا محصولی شگفتانگیز از استودیوهای فیلمبرداری هالیوود که به منظور نمایش قدرت ایالات متحده آمریکا به دروغ خلق شده است؟ آیا بشر واقعاً قدم بر ماه گذاشته است؟ |
برای بررسی این موضوع٬ دانش فضایی با کنکاش تاریخچه پروژه آپولوها و بررسی اشکالات گرفته شده بر واقعی بودن این سفرها و پاسخهای داده شده به آنها تلاش خواهد کرد تا بیطرفانه و بدون هیچگونه اظهار نظری٬ طی دو مقاله به نامهای "بازگشت از ماه یا پایان مأموریت در هالیوود؟" و "ما به ماه رفتهایم٬ ما به ماه نرفتهایم٬ ما به ..."(مقاله حاضر)شما را با واقعیت پشت پرده این شک و تردیدها و میزان اعتبار آنها آشنا سازد. از شما دعوت میکنیم تا هر دو قسمت این مقاله را مطالعه فرمایید.
بازگشت از ماه یا پایان مأموریت در هالیوود؟ | ما به ماه رفتهایم٬ ما به ماه نرفتهایم٬ ما به ...
زمانی که به ادعای رسانهها بالغ بر ۶۰۰ میلیون نفر در سراسر دنیا به طور مستقیم قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ را بر سطح ماه تماشا میکردند، عده ای نیز چشمهایشان را تنگ کرده و با بدبینی به آنچه پخش میشد به چشم یک نمایش تلویزیونی محصول هالیوود نگاه میکردند. آنها از خود میپرسیدند که چطور امکان دارد کشوری که تا همین هشت سال پیش به سختی میتوانست یک شامپانزده به فضا بفرستد امروز دو مرد بالغ را با آنهمه تجهیزات در حالی بر سطح ماه فرود آورده که یک فضانورد دیگر در مدار این قمر انتظار آنها را می کشد؟ پرسش مهم دیگر در این باره این بود که چه کسی و چگونه میتواند انجام این سفر فضایی را تأیید نماید؟ اما شاید مهمترین سوال آنها این بود که همه آن ۲۵ میلیارد دلار بودجه پروژه آپولوها چگونه و برای چه چیزی خرج شده است؟
به طور خلاصه میتوان در تمامی تلاشهای صورت گرفته برای نشان دادن ردپایی از دسیسه سیاسی در پروژه آپولو، عملیات عظیم فضایی آمریکا که گفته میشود منجر به اعزام ۱۲ فضانورد به ماه شده است، چند نقطه مشترک پررنگ را مشاهده کرد که به زبانهای گوناگون بیان شدهاند. برخی از این دلایل به قدری سطحی و غیر علمی است که ما اصلا به آنها نخواهیم پرداخت. اما اجازه دهید تا به مهمترین این دلایل که تلفیقی از اشکالات تکنولوژیکی و ابهامات عکاسی است، نظری اجمالی بیاندازیم. در ادامه هر دلیل پاسخهای داده شده برای رد آن را نیز مرور خواهیم کرد.
|
۱. سطح فناوری فضایی کشور آمریکا البته این ایراد بدون پاسخ نمانده است. |
پول فراوان، شور عمومی، آرزوی ملی و هدف مشخص و تقدیس شده باعث شد که ناسا راه عقب مانده را به سرعت جبران و از رقیب فضایی خود سبقت گیرد. گلوگاه اصلی سفر به ماه در آن زمان طراحی و ساخت موشک توانمند فضایی بود که قادر به حمل صدها تن محموله به مدار پارکینگ زمین باشد. آمریکاییها با توجه به در اختیار داشتن دانشمندان راکتی برجسته آلمان نازی همچون فون براون با تلاش فراوان و صرف میلیاردها دلار پول این مانع را از سر راه خود برداشتند. کاری که شورویها در طراحی و ساخت موشک N-1 از پس آن بر نیامدند.
۲. کمربند تشعشعی ون آلن و امواج الکترومغناطیس
فضانوردان آپولو که مجبور به ترک زمین بودند باید از کمربندهای تشعشعی ون آلن جاییکه ذرات باردار بسیار پرانرژی منتظر ملاقات آنها بودند میگذشتند. این کمربند که از دو لایه درونی و بیرونی تشکیل شده است حاوی الکترونها و پروتونهای بسیار پرانرژیی است که در میدان مغناطیسی زمین به دام افتادهاند. گذر از میان این کمربندها مانند بودن در معرض تشعشعات رادیواکتیو خطرناک و مرگبار یک نیروگاه هستهای آسیب دیده مانند چرنوبیل خواهد بود. مدعیان دروغین بودن سفر انسان به فضا میپرسند چگونه ۲۴ فضانورد مأموریتهای آپولو سالم و بدون آسیبدیدگی از این کمربند گذر کردهاند. از آن گذشته ما در زمین توسط میدان مغناطیسی سیارهامان از گزند امواج الکترومغناطیسی مضر، تابشهای کیهانی و بادهای خورشیدی محافظت میشویم. فضانوردان آپولو به چه طریقی از گزند این تابشها در امان میماندند. همچنین این ذرات پر انرژی و تابشهای کیهانی میتوانند مانع کارکرد صحیح تجهیزات الکترونیکی و عکاسی شوند. فضاپیماهای آپولو چگونه از گزند این آسیبها در امان مانده بودند.
مبع: وبسایت دانش فضایی
مقیاس فارنهایت (Fahrenheit) مقیاسی برای سنجش دما است که در آمریکا کابرد دارد. در درجه بندی فارنهایت مایع دماسنجی جیوه اختیار میشود. نقطه پایینی دمای مخلوط یخ و نشادر و حد بالای آن دمای بدن انسان سالم اختیار میشود و آن را عدد ۹۸٫۶ در نظر میگیرند و از صفر تا ۹۸٫۶ را به ۹۸٫۶ قسمت مساوی تقسیم میکنند و هر یک، یک درجه فارنهایت نامگذاری میشود. از مقیاس فارنهایت که هنوز هم در بعضی از کشورهای انگلیسی نیز استفاده میشود، در کارهای علمی استفاده نمیشود (خود انگلیسیها در سال ۱۹۶۴ مقیاس سیلسیوس را برای استفادههای تجاری و غیر نظامی پذیرفتند).
درجه سِلسیوس (به انگلیسی:Celsius؛ مخفف: C°) یا سانتیگراد واحد سنجش دماست. این یکا به نام ستارهشناس سوئدی آندرس سلسیوس که در ۱۷۴۲ یکای مشابهی را پیشنهاد کرد نامگذاری شدهاست.
برخی دماهای معروف بر حسب درجه سلسیوس:
رانکین مقیاسی برای درجه بندی حرارت میباشد که به افتخار کاشف آن مهندس فیزیکدان اسکاتلندی ویلیام جان ماگورن رانکین به این عنوان خوانده میشود.
علامت رانکین °R، یا °Ra میباشد (در جاهائی که نیاز به قائل شدن تفاوت با درجه Rømer و Réaumur باشد از °Ra استفاده میشود.)
همانند درجه بندی کلوین صفر رانکین، همان صفر مطلق میباشد ولی در تقسیم بندی درجات از مقیاس درجات فارنهایت استفاده میشود پس در نتیجه °R ۱ همان ۱ °F میباشد ولی صفر درجه رانکین برابر ۴۵۹٫۶۷- فارنهایت میباشد.
درجه بندی رانکین برای استفاده در چرخههای ترمودینامیکی موتورهای بخار، مثلاً موتورهایی که با بخار آب کار میکنند ایده آل میباشد.
|
فرمولهای تبدیل رانکین به دیگر درجات حرارت | ||
|
برای تبدیل از |
به |
بر اساس فرمول زیر عمل کنید |
|
رانکین |
فارنهایت |
°F = °R − ۴۵۹٫۶۷ |
|
رانکین |
°R = °F + ۴۵۹٫۶۷ | |
|
رانکین |
کلوین |
K = °R * ۵/۹ |
|
رانکین |
°R = K * ۹/۵ | |
|
رانکین |
سلسیوس |
°C = °R × ۵/۹ - ۲۷۳٫۱۵ |
|
رانکین |
°R = (°C +۲۷۳٫۱۵) × ۹/۵ | |
کلوین (نماد: K) واحدی برای اندازهگیری دما و یکی از هفت یکای اصلی سامانه استاندارد بینالمللی یکاها است. کلوین، یک مقیاس دمایی مطلق ترمودینامیکی است که درآن صفر مطلق — سردترین دمای ممکن — صفر کلوین نام دارد.
مقیاس کلوین و کلوین به احترام فیزیکدان و مهندس اهل ایرلند شمالی، ویلیام تامسون، لُرد کلوین (۱۸۲۴ – ۱۹۰۷) نام گرفتهاند، کسی که از اهمیت یک «مقیاس ترمودینامیکی مطلق» سخن به میان آورد.
منبعک ویکی پدیا